اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین‏

14424
عنوان بصری
نسخه عربی

بیان وظیفه علماء دینى در امر تبلیغ دین‏

9
  • هفته گذشته و جلسه قبل عرض كردم وقتی‌كه در یك مجلس از یكی از آقایان سؤال شده بود كه معنای آیه‌ الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ چیست؟ به جای اینكه جواب بدهد معنای‌ قَوَّامُونَ‌ و منظور از این آیه چیست و كیست؟ گفته بود آنچه را كه ما تا به حال دانسته‌ایم این است كه اسلام قائل به تساوی بین زن و مرد است. آخر مرتیكه! تو داری آیه قرآن را رد می‌كنی. آنچه كه ما تا به حال دانستیم یعنی چه؟ عقل خراب تو، فهم خراب تو دانسته! بله، مگر این آیه جزء قرآن نیست و مگر دین غیر از همین آیات است؟ دین از كجا آمده؟ دین را از پیش خاله‌ات آوردی یا پیش عمه‌ات آوردی؟! همین آیات قرآن و همین روایات را مجموعاً سرهم كنید اسمش دین است. شما این آیه را حذف می‌كنید، آن هم یك آیه دیگر را حذف می‌كند، آن هم می‌گوید حج مال آن موقع است مال الآن نیست، آن هم می‌گوید زكات مال آن زمانی است كه چه و چه بوده الآن ما مالیات می‌دهیم دیگر زكات نمی‌دهیم! آن هم می‌گوید خمس هم مال آن زمان بوده مال این زمان نیست. یكی یكی، نماز هم مال زمانی بوده كه مردم هیچ چیز سرشان نمی‌شد الآن عقلشان به تكامل رسیده نیازی به این دولا شدن ندارند. هركس می‌آید یك آیه را حذف می‌كند و از دین دیگر چه می‌ماند؟ همین، فقط دست بستن و صاف راه رفتن در خیابان این از دین باقی می‌ماند! نخیر.

  • تمام آیات قرآن دین است و تمام آیات قرآن امر است و تمام آیات قرآن نهی است، تو نمی‌فهمی نفهم! الآن باید بروی جواب حرفت را پس بدهی و داری هم پس می‌دهی! الآن كه رفتی جواب حرف‌هایی كه زدی را داری می‌دهی. درست شد؟ اما من گوینده نمی‌توانم پاسخگو باشم، من باید آنچه را كه می‌فهمم بگویم. شاید بعضی‌ها جرأت داشته باشند و در آن حد تجری داشته باشند كه بتوانند تبدیل كنند، تغییر بدهند، عوض كنند، توجیه كنند، اما من نمی‌توانم. من آنچه را كه بنظر حقیر می‌رسد و بنظر قاصر خودم از متون و روایات نه توجیهات و تفسیرهای من‌درآوری كه از قرآن و نهج‌البلاغه شده بخواهم بر آن اساس مطالب را بیان كنم، نه! آنچه‌را كه از امام صادق شنیدم من می‌آیم بیان می‌كنم، آنچه را كه از امام كاظم، آنچه‌را كه از امام سجاد، آنچه‌را كه از امیرالمؤمنین در همین نهج‌البلاغه دیدم او را من می‌آیم بیان می‌كنم؛ منتها در حدود فهم و در حدود ادراك و بیش از این هم خدا از من توقّع ندارد. اگر مطلب جایی خطاست كه خطا به خود ما برمی‌گردد، اگر كسی توجیه بهتری دارد خب بسم اللَه بیاید توجیه كند. اگر كسی مطلب را بهتر می‌تواند عرضه كند بیاید عرضه كند. نه آن چنان توجیهی كه صاحب كلام بر آن توجیه بخندد! نه آن چنان توجیهی كه اگر خود صاحب نهج‌البلاغه در آنجا حضور داشت به جای خنده سیلی به صورت او بزند و بگوید كلام مرا عوض كردی و مگر خود من زبان نداشتم كه به این نحوه صحبت كنم. هان! این جور نباید ما توجیه بكنیم. نه! آن چنان توجیهی كه در هنگام سؤال نكیر و منكر همین صاحب نهج‌البلاغه بیاید و گریبان مرا بگیرد و بگوید این مقدار از فهمی كه تو به دست آوردی این بود كه بیایی مطالب ما را تغییر بدهی؟! حرف ما را عوض كنی؟! نمی‌فهمی بگو بنده نمی‌فهمم. بگو آقا مطلب مطلب مال امیرالمؤمنین است.