اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان‏

0
عنوان بصری
عنوان بصری

تفسیر سخنان امیرالمؤمنین علیه السلام در ارتباط با زنان. شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 افراط و تفريط افراد و صاحب نظران در چگونگي ارتباط ميان زوج و زوجه و وظايف ايشان 2 اعتراض و توبيخ مرحوم علّامه طهرانی نسبت به گفتار يكي از علماء: شكر خدائي را كه ما را مرد آفريد 3 تفاوت مطالبي را كه ولي خدا و عارف كامل بيان مي‌كند با ساير مطالبي كه از طرف اهل علم بيان مي‌شود تفاوت بين المغرب و المشرق است 4 برداشت و تصور نادرست برخي افراد از مسأله بلوغ زن 5 توضيحي راجع به معناي عقل نظري و عقل عملي 6 ميان زن و مرد از نقطه نظر عقل نظري هيچ‌گونه تفاوتي نمي‌باشد بلكه در بسياري از علوم زنان از پيشگامان مي‌باشند 7 خداوند متعال وجود انسان را مجموعه‌اي از غرائز و صفات قرار داده است كه اين غرائز به حسب مراتبي كه دارند در فكر و نيت و عمل انسان تأثير مستقيم دارند 8 ذكر برخي از مطالب خلاف واقع و مادون مقام و جايگاه پيامبر اكرم و ائمه معصومين سلام اللَه عليهم توسط برخي از افراد 9 ذكر حكايتي مبني بر عملكرد نادرست با يزيد بسطامي در مواجۀ با سگي و تنبه او در عالم مكاشفه بر اثر سخنان سگ 10 هر يك از غرائز و صفات موجود در انسان‌ها ايشان را به سمت و مقتضاي آن غريزه و صفت كشانده و در برخي اوقات به مقابله و معارضه با عقل عملي مي‌پردازد 11 تفسير بخشي از آيه 179 سوره مبارکۀاعراف: لهم قلوب لا يفقَهون بِها ولهم أعين لا يبصرون بِها ولهم آذان لا يسمعون بها 12 در روايات ظهور حضرت حجت علیه السلام آمده است از جمله مهم‌ترين افرادي كه با ايشان به مخالفت مي‌پردازند علماء هستند

شاكله وجودى زنان و انطباق آن با جنبه هاى عقل نظرى و عملى ایشان‏

12
  • به قول آن كلام حكیمانه‌ای كه در مكاشفه برای یكی از بزرگان طریقت، بایزید بسطامی اتّفاق افتاده بود، داشت با جمعی از شاگردان و مریدان از راهی می‌گذشت باران آمده بود و یك سگی در آنجا افتاده بود این خودش را جمع كرد كه با سگ برخورد نكند البته دو جور است؛ یك وقتی انسان خود را جمع می‌كند كه برخورد نكند ولی یك وقتی نه، یك حالتی هم برای او پیدا می‌شود یك حالت اشمئزاز و تنفری هم برای او پیدا می‌شود فوری سگ به صدا در آمد البته شاگردان نمی‌شنیدند فقط او می‌فهمید این واقعیت دارد ها، واقعیت دارد شروع كرد با او حرف زدن، گفت ناراحت شدی از اینكه از كنار من می‌گذری؟! تو یك خلق خدا هستی و من یك خلق خدا هستم، كی تو را بایزید كرد و مرا سگ؟ هان! از كه داری اشمئزاز پیدا می‌كنی؟ از كجا اشمئزاز پیدا می‌كنی؟ مطلب دوم: شكر خدا را كه مرا سگ كرد تا اینكه همانند تو به اتفاق مریدان نگذرم و این حالت در من پیدا نشود. ببینید اینكه می‌گویم كلام حكیمانه یعنی مطلبی كه وقتی یك شخص بشنود باید نسبت به او فكر كند. این كلام او نبود، كلام خدا بود كه از دریچه نفس آن سگ بر نفس بایزید القاء می‌شد. و سوم اینكه این نجاست و طهارت نجاست ظاهری است، گیرم بر اینكه عبای تو بر بدن من بخورد و نجس بشود با دو مشت آب طاهر می‌شود، برو قلب خودت را پاك كن كه به هفت دریا پاك نخواهد شد! التفات می‌كنید. آن مسئله مسئله مهم است حالا گیرم بر اینكه انسان در بعضی از موارد نتواند گناهی انجام بدهد.

  • ایشان (مرحوم علامه) فرمودند: همین كه تو احساس می‌كنی گناه نمی‌توانی بكنی همین بالاترین گناه است. شكر خدا را كه دیگر نمی‌توانم گناه كنم!

  • پس بنابراین، نسبت به این مسئله كه انسان خود را با واقعیات چطور تطبیق بدهد یكی از توانها و استعدادات عقل عملی است كه عقل عملی علاوه بر درك حسن و قبح خودِ مورد نه آن مطالب كلی انسان را وادار می‌كند كه خود را با آن مسائل تطبیق بدهد. این غرائزی كه در وجود ما قرار دارد از نقطه نظر تأثیراتی كه بر نفس دارند طبعاً هركدام از اینها نفس را به همان سمت می‌كشاند كه مقتضای خود آن غریزه و خود آن ملكه و صفت است. كسی‌كه بخل دارد نفس را به امساك می‌كشاند، كسی‌كه جود و بخشش دارد نفس و عمل و حركات انسان را به سمت جود و بخشش می‌كشاند، كسی‌كه حس كمال‌یابی و رسیدن به فعلیات دارد نمی‌گذارد لحظه‌ای این نفس از این هدف غافل بماند. دائماً انسان را از این در به آن در، از این شهر به آن شهر، از این مجلس به آن مجلس، از خدمت این بزرگ به خدمت آن بزرگ در حال تلاطم و در حال تشویش برای رساندن به این كمال قرار می‌دهد. نمی‌گوید برو در خانه‌ات بخواب نمی‌گوید كاری نداشته باش خودش پیش می‌آید، نمی‌گوید مطالب همین‌طور به دست می‌آید، هان! نه، می‌بَرَد، به دنبال می‌كشاند، این چه می‌گوید آن چه می‌گوید، این مطلب چطور به دست می‌آید این قضیه را چطور می‌توانیم حاصل بكنیم، راه چیست. دائماً او را در دغدغه و اضطراب این مسئله نگه می‌دارد. البته تا وقتی‌كه به یك نقطه اطمینان برسد دیگر از آنجا به بعد مرحله عمل پیش می‌آید، این برای خودش مراحلی دارد. این حس كمال‌یابی است.