اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ساختار وجودى مرد و زن و هدف از خلقت ایشان‏

14255
عنوان بصری
نسخه عربی

ساختار وجودى مرد و زن و هدف از خلقت ایشان‏

11
  • ولی اسلام این را نمی‌گوید؛ اسلام می‌گوید: فرزندی كه از پدر بدنیا آمد با او معیت دارد، وحدت دارد تا وقتی‌كه از دنیا می‌رود. ببینید چه ارزشی است؟! آن‌وقت ببینید اگر قرار بر این باشد چه خواهد شد. طرفین به چه سعادتی خواهند رسید! محبت میان آنها به چه مرتبه‌ای می‌رسد، الفت به چه مرتبه‌ای می‌رسد! ارزش‌های انسانی‌تا مادام عمر ...، نه اینكه بگوید در این ساعت فرصت ندارم كه او به منزل من بیاید. پدر تلفن می‌كند می‌خواهم بیایم منزل، نه امشب ما فلان داریم. مادر می‌خواهد بیاید، نه ما امشب من‌باب‌مثال پارتی داریم. چی؟! پدرت دارد می‌آید خانه‌ات احمق! مادرت دارد می‌آید خانه‌ات، پدر و مادر حق حیات بر تو دارند. تو را به وجود آوردند، به تو حیات دادند، به تو سعادت دادند، تو را از عدم به مرتبه وجود آوردند، كجا رفتیم ما! كجا داریم زندگی می‌كنیم؟! خودمان كه چیزی نداشتیم صادر كنیم! الحمداللَه چیز دیگر دارد می‌آید اینجا! خوبی‌های آنها دارد می‌آید اینجا! حق حیات به گردن ما دارند. زن و شوهر با هم معیت دارند. نه، شما در محدوده خودت باید به امور خودت بپردازی، من هم در محدوده خودم به امور خودم باید بپردازم! خیلی دیگر عالی شد!

  • ترسم نرسی به كعبه‌ای اعرابی‌***این ره كه تو می‌روی به تركستان است‌
  • از اینجا می‌خواهد بحث ما شروع شود؛ در این آیه خدای متعال می‌فرماید مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‌ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً ... النحل، ٩٧ كسی‌كه عمل صالح انجام می‌دهد زن و مرد، ما حیات طیبه نصیب او خواهیم كرد، ما او را احیاء می‌كنیم، نحيينه‌ یعنی احیاء می‌كنیم، زنده می‌كنیم. از مرگ جهل و غرور بیرون می‌آوریم، از عالم نادانی و حیوانیت خارج می‌كنیم. احیاء یعنی همین دیگر، ما كه داریم راه می‌رویم، ما كه داریم زندگی می‌كنیم، اینكه احیاء نیست. به قول امیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌فرماید: يا أشبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَال‌1 ای كسانی‌كه اسمتان را مرد گذاشته‌اید، ولی كجا مردید! مردانگی این است؟ بلاهایی كه اینها سر امیرالمؤمنین آوردند.

    1. ١. نهج البلاغة (عبده)، ج ١، ص ٧٠، خطبه ٢٦.