ساختار وجودى مرد و زن و هدف از خلقت ایشان
17بعضی از مسائل هم اكتسابی است؛ علم اكتسابی است، قدرت اكتسابی است البته یك مقداری از آن قدرت اكتسابی است علم اكتسابی است. شخصی كه در منزل بنشیند نمیتواند یك خطاط ماهری بشود، باید برود به مكتب پیش استاد خطاط یاد بگیرد. كسیكه در منزل بنشیند نمیتواند یك طبیب بشود، باید برود در آن مواضعی كه بتواند او را مجرّب كند، دست به كار بشود. كسیكه در منزل بنشیند نمیتواند یك مجتهد و عالم به احكام اسلامی باشد، باید برود در مدرسه درس بخواند، این میشود كسبی.
اما در ذات پروردگار صفت كسبی معنا ندارد؛ تمام اوصافی كه خدای متعال متصّف به آن اوصاف است ذاتی است و لازمه ذات است، اوصاف ذاتی به آن اوصافی گفته میشوند كه وقتی موضوع برای آن وصف محقّق بشود قطعاً آن وصف هم به دنبال او خواهد آمد. یك مثال خیلی عادی میزنم؛ آب سَیلان دارد، الآن این لیوان كه در دست من است اگر این آب را بریزم روی زمین، این آب شروع میكند به حركت، نفوذ دارد، داخل در فرش میشود، نفوذ پیدا میكند. حالا آیا شما آبی دیدید كه بریزید و نفوذ پیدا نكند، سَیلان نداشته باشد؟ نه. بله، ممكن است شما آب را تجزیه كنید و وقتی تجزیه شد این خاصیت را از دست بدهد. اكسیژن آن جدا بشود، هیدروژن آن جدا بشود و دیگر آن سیلان را نداشته باشد. ولی تا وقتی این آب، آب است، این سیلان را هم با خودش دارد.
مثال دیگری كه میزنند میگویند: فرض كنید كه عدد چهار زوج است، عدد سه فرد است. شما میتوانید چهاری توی این دنیا پیدا بكنید كه فرد باشد؟ یا عدد هیجدهی را پیدا كنید كه فرد باشد، یا عدد پانزده زوج باشد؟! بگویید پانزدهی كه در قم است فرد است، اما پانزده در طهران زوج است گاهی اینطوری میشود، شده ما هم دیدیم! اینطور نمیشود. عدد پانزده در ایران فرد است، در عربستان هم فرد است، در امریكا هم فرد است، همه جا فرد است! عدد شانزده هم همینطور، این را میگویند اوصاف ذاتی؛ یعنی اوصافی كه به هیچوجه از آن موصوف خودش كنده نمیشود، جدا نمیشود. اوصاف پروردگار همینطور است.

