ساختار وجودى مرد و زن و هدف از خلقت ایشان
18تمام آن اوصافی كه ما آن اوصاف را به عنوان اوصاف جمالی پروردگار و به عنوان اوصاف جلالی پروردگار میشماریم، خدا آن اوصاف را كسب نكرده است، بهدست نیاورده است در این زمینه مطلب خیلی زیاد و مسئله خیلی مشكل است و محلّ تصادم آراء فلاسفه و حكما و عرفا در اینجا است این اوصاف بدست نیامده است. حتی تمام این خلقتهایی كه یكی پس از دیگری میآید به اندازه سر سوزنی بر علم خدا اضافه نكرده است، ولی به علم ما اضافه میكند. هر روز مسئلهای به مسائل ما اضافه میشود، هر روز علمی بر علوم ما اضافه میشود، ولی تمام این خلقهایی كه یكی پس از دیگری در این عالم میآیند به اندازه یك میلیمتر، به اندازه یك ذرّه به علم خدا قبل از این خلقت اضافه نكرده است. چرا؟ چون همه چیز پیش خدا روشن است و تمام اینها از ناحیه پروردگار آمده است. چطور ممكن است فاعل، عالم به فعل خود نباشد و چطور ممكن است یك ذات به عوارض آن ذات توجه نداشته باشد؟ این از محالات است.
این انسان از یك همچنین مرحلهای آمده است پایین. حالا ببینید در چه مرحلهای است؟! یعنی ما از یك مقامی تنازل پیدا كردهایم كه در آن مقام، تمام اوصاف پروردگار بدون دخالت شیء دیگر و ذات ثالث، آمده به این ذات التصاق پیدا كرده و خودش را به این ذات چسبانده و جدا نشده است. از یك همچنین موقعیتی ما بوجود آمدیم. نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي یعنی از خودم، خودم را به صورت تو درآوردم. دیگر بالاتر از این! یعنی خودم را آوردم و به شكل تو نمایاندم. نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي معنایش یعنی همین. خودم را پایین آوردم و به این قیافه به همه نشان دادم، متوجه باشیم كه چه هستیم! تا به حال متوجه این نكته بودیم؟!
اگر خدا بیاید شما از خدا توقّع دارید چه كار بكند؟ الآن در این مجلس ما خدا بیاید به صورت یك انسانی در اینجا بنشیند، شما توقّع دارید این خدا چه كار بكند؟ مرده را زنده كند، سیاهی را تبدیل به سفیدی كند، آسمان را به زمین بیاورد، زمین را بهآسمان ببرد، تصرّف در اشیاء بكند، شقّ القمر بكند، كُرات را برگرداند، هرچه كه به نظر میرسد از این مسائل عادی و غیرعادی، خلق بكند، اصلًا خلق بكند، نه اینكه مرده را زنده بكند، خلق كند، بالاتر از این ما از خدا چه توقع داریم؟! از نظر ظاهری اینها را توقّع داریم، حالا چیزهای معنوی بماند، اینها را توقع داریم. مگر بشر این كارها را نمیكند؟! مگر حضرت عیسی مرده زنده نمیكرد؟ مگر نمیكرد؟ مگر امام رضا علیهالسّلام نقشه شیر بر پرده را به شیر1 درنده چهارصد كیلو تبدیل نكرد؟ در یك چشم به هم زدن تمام آن شخص را كه ساحر بود، همه را در شكم خودش برد، در یك چشم به هم زدن، مأمون هم غش كرد افتاد.
- معادشناسى، ج ١، ص ٢٢٨.

