
ساختار وجودى مرد و زن و هدف از خلقت ایشان
ساختار وجودى مرد و زن و هدف از خلقت ایشان
21این حقیقت روح وقتیكه از آن عالم تنازل میكند و پایین میآید، حالا میخواهد به شكل انسان در بیاید، چه انسانی؟ انسانی كه باید بزاید، انسانی كه باید توالد داشته باشد، انسانی كه باید نسل را بعد از خود باقی بدارد. انسانی كه باید استمرار در بقاء داشته باشد. این روح وقتیكه از آنجا میآید پایین، در حركت در تمام عوالم ملكوتی جنبه رجولیت و جنبه انوثیت در آنجا معنا ندارد، اما همینكه میآید وارد عالم مثال میشود و میخواهد شكل پیدا بكند كه علّت بشود برای خلق مُلكی در این عالم و خلق مادی، در عالم مثال تبدیل به زن و مرد میشود؛ یعنی این روح در یك قسمت جنبه انفعالی به خود میگیرد و میشود زن، در یك قسمت جنبه فعلی و فاعلی به خود میگیرد و میشود مرد، پس بنابراین زن و مرد شدن روح، وقتی كه دارد از آنجا تنازل پیدا میكند برای چیست؟ برای این است كه این نظام احتیاج به توالد و تناسل دارد. و اگر قرار بود كه ما در این دنیا نیاز به توالد و تناسل نداشتیم، طبعاً زن و مردی هم در اینجا وجود نداشت. این مربوط به توالد است.
در روز قیامت وقتیكه مرد و زن محشور میشوند، مبعوث میشوند، به عالم قیامت حركت میكنند، در آنجا زن و مردی دیگر وجود ندارد، چرا؟ چون در عالم قیامت دیگر توالد و تناسل نیست، در عالم قیامت دیگر زائیدن و بچه زائیدن نیست. در روز قیامت استفاده فعلیه است از آنچه كه در عالم دنیا برای خود تحصیل كردیم. روی همین جهت خصوصیات بدنی و مادی ما در روز قیامت تغییر خواهد كرد. دیگر در آنجا زن و مردی وجود ندارد. یعنی آنچه كه برای توالد و تناسل در این دنیا لازم است برای این است كه در این دنیاست، اما در روز قیامت دیگر جنبه زن و مردی وجود ندارد. آن حقیقت زن هست ولی بدون اینكه آثاری كه مربوط به توالد و تناسل در این دنیا است برای او در آنجا باشد. اینطور نیست. چرا؟ چون آن دنیا جای این حرفها نیست. لذّاتی كه در این دنیا بر این اساس است به خاطر توالد و تناسل است، نه اینكه ذاتی انسان باشد. اینها ذاتی انسان نیست.
