
ساختار وجودى مرد و زن و هدف از خلقت ایشان
ساختار وجودى مرد و زن و هدف از خلقت ایشان
24روی این جهت به این نكته ما میرسیم كه اصلًا بهطوركلی از نقطه نظر طبقات و از نقطه نظر رتبه و از نقطه نظر تكامل دیگر اختلافی بین زن و مرد نیست؛ چون اصلًا زن و مردی وجود ندارد، زن و مردی مال این دنیا است، و ما كه برای این دنیا خلق نشدهایم، این دنیا گذران است، سیسال، چهلسال، پنجاهسال، شصتسال دیگر باید رفت. تو این زمان كه از شصتسال بیشتر زندگی كردن بیش از برنامه است! باید رفت، باید این بدن را انداخت. كجا رفت؟ همانی كه ما هستیم، اونی كه ما هستیم و الآن خود را در این آیینه به این شكل میبینیم در واقع این شكلِ بدن ما است، خود ما رنگ نداریم. در روز قیامت همین شكل با بدن مثالی است. همین شكل وجود دارد، ولی بدن چه میشود؟ بدن مثالی شبیه به بدن مادی است، نه اینكه مادی صرف و نه مثالی مانند عالم مثال. یك مسئلهای بین این دو است كه البته این مسئله اختلافی است كه آیا در آنجا واقعاً همین بدنِ در این دنیا است با همین مادّه، یا اینكه قیامت، قیامت عقلانی است كه در اینجا ما قائل به توسط بین این دو مسئله و جمع بین این دو قضیه هستیم به واسطه خصوصیات و آثاری كه در عالم قیامت بر بدن انسان متوجه میشود.
بنابراین اسلام برای چه آمده است؟ راه تكاملی اسلام برای چیست؟ برای این است كه ما را از این صورت بیرون بیاورد، متوجه خود كند، و بهواسطه كمالی كه برای ما پیدا میشود، به همانجایی برگردیم كه از آنجا آمدیم، آنجا چیست؟ مردی و زنی دیگر در آنجا معنا ندارد.
خیال میكنم خسته شدید، من كه خسته شدم! اگر بخواهیم مطلب را از این به بعد ادامه بدهیم دیگر خیال میكنم كه نتوانیم از عهده بر بیاییم. انشاءاللَه برای جلسه دیگر.
امیدواریم كه خدای متعال چشمان ما را بینا و موقعیت ما را به ما بنمایاند. خیلی این مسئله مهم است. این مسئله موتور محركه انسان است. تا ما نفهمیم كی هستیم، نمیتوانیم حركت بكنیم. تا نفهمیم چه هستیم نمیتوانیم راه برویم. تا به ارزش خود پی نبریم نمیتوانیم قدم برداریم. آن موتور محركه سلوك و آن موتور محركه تربیتی این است كه بفهمیم خودمان كه هستیم و در چه خواب غفلتی گرفتار هستیم. امام رضا علیهالسّلام كه آمد این كار را كرد، ما هم میتوانیم بكنیم. خیالنكنید نمیتوانیم، امام حسن كه آن كار را كرد، ما هم میتوانیم بكنیم. حالا یك وقتی نكنید بگذارید اوضاع همینطور بماند! پیغمبر كه شقّالقمر كرد، ما هم میتوانیم بكنیم. اینكه من میگویم واقعیت دارد، شوخی نیست. ولی راه دارد. نه همینطوری سرمان را بیاندازیم پایین و بگوییم بله، هرچه كه شد! نه آقا راه دارد، باید به راهش رفت. به آنچه را كه بزرگان گفتهاند باید عمل كرد. طبعاً انسان به آن مطلب و به آن مقصود خواهد رسید.
