حقیقت نفس و روح مرد و زن
16مرحوم آقای انصاری میفرمودند: در منزلی كه بین زن و مرد در آن منزل اختلاف است، غذای آن منزل كدورت میآورد. شما بروید امتحان كنید! اگر ببینید زن با ناراحتی این غذا را درست كرده و این غذا را بخورید مكدر میشوید. برو برگرد هم ندارد. هیچ برو برگرد هم ندارد. آن عملی كه دارد انجام میدهد، آن نیتی كه دارد انجام میدهد، نفسش دارد میرود در این غذا. ملكوت این غذا را برمیگرداند، شما یك غذا از مال ربا بخورید، یك غذا از مال دزدی بخورید، یكوقت نخورید! حالا به شما دارم میگویم در باب مثال است، مبادا! اصلًا به طرفش هم نروید! شبهه را هم به طرفش نروید، اینها همه اثر میگذارد. بعد آن وقت بیائید میبینید. مرحوم آقا در اینجا حكایاتی دارند و بزرگان در اینجا مطالبی دارند.
یكی از دوستان نقل میكرد، میگفت: من بر طبق یك دستوری كه از یك شخصی داشت، یك اربعین مكلف شده بود به اینكه یك نوع غذای خاصی را بخورد، روی حسابهایی، حالا اینطور نیست كه برای همه قضیه باشد. میگفت: بعد از اینكه من مشغول این نوع ریاضت و این ذكر و این نوع تغذیه شدم، كمكم هفته اول احساس كردم، هفته دوم دیدم ورق برگشت، هفته سوم همینطور عوض شد تا روز اربعین. اصلًا دیدم مسئله یك جور دیگری است. میگفت: یك روز از بخت بد و قضای نامیمون به اصرار بعضی از اهالی ما مجبور شدیم به منزل یكی از اقوام برویم. هرچه گفتیم كه نه و فلان قبول نشد دیگر. بالاخره تن به قضا دادیم رضاً بقضائك رفتیم. رفتیم آقا، غذا خوردیم، به محض اینكه لقمه اول را خوردیم، تمام آنچه را كه چهل روز انجام دادیم از بین رفت. تمامش از بین رفت. چرا؟ مسئله است دیگر، این حرف را كه بیخود نمیزنند. اینكه دیگر تلقین نیست. این مسئله واقعیت است. آن مالی كه از راه حرام بدست آمده، آن مال اثر دارد و در اینجا مسائل الیماشاءاللَه است، حكایات الی ماشاءاللَه است. چطور خود غذاها با انسان حرف میزنند، خود غذاها با انسان صحبت میكنند. من از كجا آمدم، چطور بدست آمدم، مرا بخور، مرا نخور، با اهلشها، با همه هست. منتها ما نمیفهمیم. یكی میآید میفهمد، یكی ادراك میكند میفهمد، همینها روح دارند، ملكوت دارند.

