اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه مكتب اسلام نسبت به كیفیت ارتباط و تعامل میان زن و شوهر

14439
عنوان بصری
نسخه عربی

دیدگاه مكتب اسلام نسبت به كیفیت ارتباط و تعامل میان زن و شوهر

12
  • مسئله اطاعت از استاد، اطاعت از دستورات، اطاعت از احكام الهی، اطاعت از اوامر و نواهی در این چهارچوب قرار دارد. حواسمان كجاست؟! ما خیال می‌كنیم خدا یك چوب دستش گرفته و می‌گوید هر كس این كار را بكند فلان ... هر كس این كار را نكند با چوب. نه، ما به نحوی هستیم و به كیفیتی هستیم كه برای رسیدن به آن نقطه كمالی چاره‌ای نداریم از اینكه خود را در اختیار احكام الهی قرار بدهیم. مسئله این است. كسی زور نگفته، كسی كه چماق در اینجا بكار نبرده. هر كس می‌خواهد بسم‌اللَه، هر كس نمی‌خواهد نخواهد. راه این است، مسیر این است. علّت اینكه بزرگان در كتاب‌ها و نوشته‌های خودشان به این مسئله تأكید داشتند كه انسان حتماً باید در تحت تربیت شخص خبیر و راه رفته باشد، به این معناست كه خود انسان نسبت به هواهای نفسانی خود غافل است. انسان نسبت به آن نكاتی كه در نفس خودش می‌گذرد نادان است. یك مقداری كه می‌خواهد فشار بر ما وارد بشود شانه خالی می‌كنیم. اگر هم حالی پیدا بشود به دنبال رفع و رجوع همین مسائل و مضیقه‌ها هستیم.

  • در یك كتابی می‌خواندم یكی از همین افرادی كه راجع به او كتاب هم نوشته شده، یك حكایت جالبی در آن دیدم. درباره مرحوم حاج رجبعلی خیاط كه من ایشان را ندیده بودم، ولی ظاهراً در همین عصر اخیر حیات داشت و شاگردانی داشت و اهل وِلا و اینها بود و حالاتی هم داشت. راجع به ایشان یك كتابی نوشته كه از همه آن كتاب فقط این حكایت برای من جالب بود. این را هم برایتان نقل می‌كنم: یكی از شاگردان او بعد از فوت مرحوم حاج رجبعلی ایشان را در خواب می‌بیند. مرحوم حاج رجبعلی فردی بوده كه بواسطه بعضی از ریاضات، بواسطه بعضی از تحملات، بواسطه بعضی از مراقبات حالاتی پیدا كرده بود و عنایاتی به او شده بود و كارهایی انجام می‌داد و رفع گرفتاری‌هایی می‌كرد. به خصوص از شاگردانش كه طبعاً اگر قرار بود ... یكی از دوستان ما نقل می‌كند پدر ایشان از شاگردان مرحوم حاج رجبعلی بوده از جمله مطالبی كه راجع به ایشان نقل می‌كرد این بود كه می‌گفت: مرحوم حاج رجبعلی باعث شد كه سه بار پدر ما از ورشكستگی قطعی نجات پیدا كند. من گفتم: حالا ایشان خوب كاری می‌كرد؟! به چه دلیل این كار ایشان درست بود؟! چرا ایشان باعث می‌شد كه پدر شما ورشكست نشود؟! شاید ورشكستگی به صلاح ایشان بود. اینكه شما دارید این مسئله را به عنوان یك نكته مثبت در رفتار و اخلاق ایشان بررسی می‌كنید، از كجا این مسئله است؟! آیا ورشكستگی یك جریان ظاهری و عادی هست یا نه؟ یك وقتی یك نفر با دست خود و با فكر خود و با كیفیت رفتار خود موجب می‌شود كه ورشكست بشود. این مسئله‌ای است كه به او مربوط است و خودش در این قضیه مقصر و عامل بوده. ولی یك وقتی نه، برنامه بر اساس ظاهر، كارها همه درست، اتفاقاً دری به تخته‌ای می‌خورد، قانونی از مجلسی تصویب می‌شود امروزه كه این مسائل خیلی زیاد است یا فرض كنید كه یك جریانی انجام می‌شود و یك شخصی ورشكست می‌شود. حالا این شخصی كه الان ورشكست شده آیا با اختیار خودش بوده؟! نه. عمد بوده؟! این حرف‌ها نبوده. شاید صلاح الهی در این است كه ورشكست بشود. مگر حتماً انسان همیشه باید سرمایه‌های او سر از كجا و كجا در بیاورد؟! یا اینكه ایشان می‌گفت: یكی از مسائلی كه او داشت این بود كه اگر برای یك شخصی ناراحتی پیش می‌آمد، او می‌آمد و آن ناراحتی را برطرف می‌كرد. اگر یكی مریض می‌شد حمدی می‌خواند شفا پیدا می‌كرد و امثال‌ذلك. من گفتم: این هم درست نبوده، از كجا این مسئله درست است؟