
دیدگاه مكتب اسلام نسبت به كیفیت ارتباط و تعامل میان زن و شوهر
دیدگاه مکتب اسلام نسبت به كيفيت ارتباط و تعامل ميان زن و شوهر . شرح فقره: قلت يا ابا عبداللَه ما حقيقة العبودية ...و لا يدبِّر العبد لنفسه تدبيراً. 1 – مقصود و منظور از تشريع و تبيين احكام اسلام رسيدن به مرتبه تكاملي روح و به فعليت در آوردن استعداداتي است كه خداوند متعال در وجود انسان به وديعه نهاده است 2 – حركت و تلاش جوامع امروزي بر تأمين هر چه بهتر نيازهاي مادي و دنيوي انسانها ميباشد نه كمالات و ارزشهاي معنوي و اخلاقي 3 – بشر امروز نتوانسته است آن واقعيت و حقيقت وجود خويش را دريافته و به موقعيت ممتاز خويش در قاموس عالم خلقت دست يابد. 4 – توضيحي راجع به سخن پيامبر اكرم صلوات اللَه عليه و آله «من تساوي يوماه فهو مغبون» 5 – از آنجايي كه حقيقت وجود انسان عبارتست از حالت اتصال و ربط او با ذات پروردگار متعال بر عهدۀ او می باشد فراهم كردن هرآنچه او را به اين مرتبه و جايگاه ميرساند 6 – خداوند متعال به واسطه فرستادن پيامبران و ارسال كتب و و دعوت اولياء الهي زمينه براي رشد و تكامل افراد را فراهم كرده و حجت خويش را بر ايشان تمام كرده است 7 – ابتعاد و دوري افراد و مسلمانها از تمدن و فرهنگ اصيل اسلامی 8 – مبنا و پايه تشريع احكام و قوانين اسلامي به تكامل رسيدن روح و نفس افراد در سايه عدالت اجتماعي ميباشد 9 – تفسير آيه 150 و 151 از سورۀ مباركۀ نساء: «انَّ الذين يكفرون باللَه و رسله...» 10 – خليفه ثاني خود را همشأن و همرتبه پيامبر اكرم ميدانست و از اين جهت دست به تغيير احكام و بدعتگذاري در دين زد
دیدگاه مكتب اسلام نسبت به كیفیت ارتباط و تعامل میان زن و شوهر
6یا اینكه در خود همان احساسی را نسبت به مسیر داریم كه دیروز داشتیم، اضافه نشدیم. مسئله اضافه شدن این نیست كه انسان چیزی را ببیند. حالش نسبت به راهش محكمتر و یقینش نسبت به مسیرش قویمتر باشد. این معنا معنای اضافه شدن است. امّا نه اینكه چیزی را ببیند، حالا به هر كیفیت و به هر شكلی، این مقصود نیست. وای به حال ما كه اگر روزی بیاید و ببینیم نسبت به روز گذشته پس رفتیم كه در آنجا حضرت میفرماید: فَهُوَ مَلعُون مورد لعن قرار میگیرد. چرا مورد لعن قرار میگیرد؟ چون نسبت به نعمت الهی كفران ورزیده است. اینها را كه خدمتتان عرض میكنم برای این است كه میخواهیم به یك نتیجه برسیم.
حقیقت انسان چیست؟
انسان عبارت است از آن حقیقت روحانی و حقیقت روحی و آن حالت اتصال او با مبدأ و با پروردگار، باید به این مرتبه برگردد. ما باید آنچه كه لازمه رسیدن به این مرتبه است را فراهم كنیم. خدا روز قیامت از ما سؤال میكند. آنچه كه موجب میشود نتوانیم به این مرتبه برسیم را باید كنار بگذاریم و قضیه بروبرگرد و شوخی هم ندارد. انسان با خودش كه نمیتواند شوخی كند.
خدای متعال به واسطه فرستادن پیامبران و ارسال كتب و دعوت اولیاء الهی این زمینه را برای ما فراهم كرده است، دیگر ما حجّت نداریم. این كتاب الهی، قرآن كریم برای ما حجّت و دلیل است. ائمّه معصومین صلوات اللَه و سلامه علیهم اجمعین هم این كتاب را برای ما تفسیر و توضیح كردهاند. دیگر مطلب تمام است. دیگر خودمان را نمیتوانیم گول بزنیم. خودمان را به این طرف آن طرف بزنیم. این حكم برای ما نیست! اینحكم برای هزار و چهارصد سال پیش است! این حكم به درد امروز نمیخورد! این حكم مربوط به همان زمان است كه ندانند! الان همه بحمداللَه متفكر شدهاند! امروزه همه منوّرالفكر شدهاند! فكرها همه منوّر است، البتّه از نوره میآید نه از آن نور! همه افكار دیگر روشن شده! همه افكار دیگر باز شده! سازمان كذا این مطلب را قبول نمیكند، مجامع بینالمللی این مطلب را نمیپذیرند!
