
لزوم كتمان اسرار الهى و آثار سوء كشف سر
کتمان سرّ یکی ازمهمترین اصول سیر و سلوک
لزوم كتمان اسرار الهى و آثار سوء كشف سر
13سؤال: فکر میکردم اجنّه قویترند؟!
جواب: نه خیر، ضعیفترند به تمام معنا.
آنوقت این ﴿مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ﴾ انسان را وسوسه میکند و از کار میاندازد.
بنابراین حالاتی که انسان دارد، خواب خوبی دید، مکاشفهای پیدا کرد، منباب مثال جنابعالی اینجا نشستهاید، یک وقتی میبینید که مادرتان ـ رحمة اللَه علیها ـ آمد و گفت: آقای آسید حمید! حال شما چطور است؟ مینشینید و با هم صحبت میکنید، مادرتان است تحقیقاً که هیچ شبهه نیست؛ شما در وجود من شبهه دارید؟ آن هم همینطور عین این، این میشود مکاشفه؛ یعنی همان صوری که انسان در عالم خواب میبیند به صورت طیف و خواب دیدن، ممکن است برای سالک در بیداری پیدا بشود.
از این گذشته، حالی برای انسان دست میدهد حال توحیدی؛ یعنی فرض کنید که شما در حال عبادتید، زحمت کشیدید یک اربعین، دو اربعین، سه اربعین زحمت کشیدید خلوص پیدا کردید، حالا در بیداری، موقع نماز یا غیر نماز، ممکن است یک نورهایی ببینید، نورهای خیلی عجیب؛ البتّه اوّل از کم شروع میشود تا اینکه زیاد میشود و بعد نورهای خورشید و آفتاب و ... اینها را نباید بگوید.
یا فرض کنید که حالِ توحید پیدا میکنید، یک وقتی در حال خودتان میبینید که اصلاً تمام قدرت عالم یکی است؛ قدرتی که در این درخت است، قدرتی که در آن کوه است، قدرتی که در این انسان است، قدرتی که در همۀ موجودات است، یک قدرت است؛ یک قدرت و آن قدرت خداست. علمی که در همۀ موجودات است یک علم است؛ این را میگویند توحید اسمائی.
یا تمام امور و کارها و تمام حرکتها، یک فعل است؛ اینها هم میشود توحید افعالی. دیگر آنجا فعل آقای دکتر فلان و آقای فلان و آقای فلان، همه منطوی در فعل پروردگار است و همه مقهور و در تحت ارادۀ حقّۀ حقیقیّۀ الهیّه است؛ و یک آقا و صاحبخانه در عالم هست که امر میکند و نهی میکند و کارها بهدست اوست و اختیار میکند و مشیّت میکند؛ یک آقاست که علم دارد، یک آقاست که قدرت دارد و آن ذات مقدّس پروردگار است که مولاست. «اللَهمّ مَولایَ مَولای»، ای آقای من، ای سرپرست من، ای مولای من، ای ربّ من، در تمام عالم وجود، من غیر از تو مولایی ندارم؛ «مَولایَ یا مَولای» که در مناجاتها آمده،1 همین است.
- بحارالأنوار، ج ٩١، ص ١٠٩؛ البلد الأمین، ص ٣١٩.
