
لزوم كتمان اسرار الهى و آثار سوء كشف سر
کتمان سرّ یکی ازمهمترین اصول سیر و سلوک
لزوم كتمان اسرار الهى و آثار سوء كشف سر
14انسان این مطلب را به هر شکل نباید بگوید، این عبور در عالم توحید است و سرّ است؛ و اگر انسان بگوید خراب و ضایع میشود.
خلاصه و به طور کلّی چنانچه انسان میخواهد غیر از ظواهر مطلبی را بیان کند، بگوید: حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام در فلان روایت، در فلان کتاب اینطور فرمودند؛ نگوید: مثلاً من با سرّ خودم با حضرت باقر علیه السّلام به آن حقیقت اتّصال پیدا کردم، آن حضرت به من القاء فلان مطلب فرمودند و من این را میگویم. این غلط است؛ این حرفها از بعضی دیده و شنیده شده که میگویند: به من اینطور دستور داده شده، به من اینطور القاء شده. این حرفها همه مزخرف است؛ هرکسی که از این حرفها میزند مردم گولش را میخورند.
بایستی که انسان از همین مجرای عام با عالم خلق کار کند. البتّه ممکن است که انسان به مقامی برسد، خوب با سرِّ حضرت صادق هم متّصل بشود؛ الآن در عالم وجود سرّ حضرت صادق مرده است یا زنده؟ ملکوت حضرت صادق مرده است یا زنده؟ قسم به خدا زنده است؛ شکّی نیست! خب، مثلاً بنده میتوانم از این پلّهها بالا بیایم، در بزنم و شما در را باز کنید و این حجابها از بین برود، و دیروز به واسطۀ گذشتن این زمانها تبدیل به امروز بشود و بیایم با شما ملاقات کنم. خدا قادر است که آن کسی را که بخواهد، موفّق کند تا این حجابهای مادّی برداشته بشود و با سرّ حضرت صادق و با سرّ حضرت باقر متّصل بشود؛ امّا اگر شد مضافاً به اینکه نباید خودپسند باشد، عُجب نباید در او پیدا بشود؛ نباید این را هم با کسی بیان کند؛ همینطور باید سر بسته و در بسته برای خودش باشد.
مِنباب مثال خودش یک مطلبی را ادراک کرد، حالا آن مُدرَک موافق امور و رسوم باشد یا مخالف باشد، این مال خودش است؛ البتّه ممکن است بعضی از مدرکات و مکاشفات انسان هم غلط باشد، و لذا همه مکاشفات و خوابها را انسان باید فقط به استاد عرضه کند، او میفهمد کدام صحیح است و کدام باطل؛ خود انسان هم نمیتواند تشخیص بدهد؛ و اگر انسان به خواب و مکاشفهاش رفتار کند، غلط است؛ حتماً باید به استاد عرضه کند، چون او میفهمد.
