
لزوم كتمان اسرار الهى و آثار سوء كشف سر
کتمان سرّ یکی ازمهمترین اصول سیر و سلوک
لزوم كتمان اسرار الهى و آثار سوء كشف سر
15به طور کلّی در واردات، در حالات، که مربوط به خود انسان است، انسان حقِّ گفتن به کسی را ندارد، به هیچکس مطلقاً؛ آنوقت گفتنِ به استاد لازم است و اگر انسان از استاد مخفی کند غلط است.
چون اگر انسان از او مخفی کند یعنی من تعیّنی دارم و حجابی دارم؛ و انسان بین خودش و استاد نباید حجاب داشته باشد.
پنهان نگهداشتن استاد و دستورات سلوکی؛ مصداق دیگر کتمان سرّ
دوّم: از مواردی که انسان باید کتم سرّ داشته باشد، دستورات و تکالیفی است که انسان باید انجام بدهد. منباب مثال میگویند: یکی از کارهایی که شما باید بکنید این است که حتماً نافلهها را هم با نمازهای واجب بخوانید، یا باید غسل جمعه بکنید، یا مثلاً فرض کنید که شبهای جمعه دعای کمیل بخوانید، یا باید نماز شب بخوانید، یا بعضی از روزها باید روزه بگیری، یا مثلاً باید ذکر «لا إلهَ إلّا اللَه» را هزار بار بگویی و امثال اینها.
سؤال: این را فعلاً به طور کلّی میگویید؟
جواب: بله، اینها همهاش کلّی است، اینها همه مثال است و کلّی.
اینها برای خود انسان است، انسان نمیتواند به دیگری بگوید؛ اگر انسان نشسته است و ذکر میگوید، کسی میآید از انسان میپرسد: آقا چه ذکری میگفتی؟ بگوید: مشغول ذکر خدا بودم، در حال دعا بودم؛ حالا ذکرم «لا إلهَ إلّا اللَه» بود، «لا إلهَ إلّا هو» بود، اینها را انسان نمیتواند به دیگری بگوید؛ یا من اصلاً در امور سلوکی دستور میگیرم و استاد دارم، این را هم انسان نمیتواند بگوید.
چون سلوک دقیق است. اگر شما به آنها بگویید آنها هم بلند میشوند میآیند؛ یک وقتی هم نمیآید، نفوس مختلفاند، آن وقت به شما از نقطۀ نظر قلب به دیدۀ تحقیر مینگرند که مثلاً این دارد دینش را از فلان کس میگیرد؛ ایمانش را از فلان کس میگیرد؛ این یعنی چه، آیا انسان از وجدان خودش نمیتواند بگیرد، از باطن خودش نمیتواند بگیرد؟! خُب انسان استاد میخواهد چه کار؟! خود انسان مفاتیح را برمیدارد عمل میکند، قرآن هم برمیدارد عمل میکند؛ استاد میخواهد چه کار؟! اینها اصلاً دکان است و من درآوردی و غلط است و ضرر دارد!
