اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم كتمان اسرار الهى و آثار سوء كشف سر

کتمان سرّ یکی ازمهم‌ترین اصول سیر و سلوک

0
جلسات

حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله تعالی علیه) با بیان مصادیق و آثار سوء افشای اسرار، مانند قهر و غیرت الهی، استدراج، بسته شدن راه دیگران و ایجاد عجب در سالک، بر لزوم حفظ حالات، مکاشفات و دستورات سلوکی تأکید می‌کند. ایشان با ذکر مثال‌هایی از زندگی پیشوایان دینی مانند امام محمد باقر (ع)، و همچنین با اشاره به روایاتی از ائمه، نشان می‌دهد که چگونه افشای اسرار الهی باعث از بین رفتن حقیقت و توشۀ راه می‌شود. همچنین در این سخنرانی به تفاوت جن و انس در وسوسه کردن اشاره و بر مراقبت نفس تأکید شده است

لزوم كتمان اسرار الهى و آثار سوء كشف سر

16
  • یا اینکه نه، نفس آنها هم راغب باشد ولی خب برای آنها مصلحت نباشد، موقعش یک موقع دیگر است؛ هر تخمی را که در زمین همیشه نمی‌کارند، یک تخم را در این فصل می‌کارند، یک گل را در‌ آن فصل می‌کارند، تخم گل را یک وقت می‌کارند. آن وقت این تخم باید باشد، آب بخورد، هوا بخورد، آفتاب بخورد، تا رشد کند؛ آن وقت اینها موجب این می‌شود که کار خراب و سست می‌شود، ضعیف می‌شود، آن نهال پژمرده می‌شود، تخم‌ها از بین می‌رود.

  • تفاوت تقاضاها و اهداف در سیر و سلوک

  • لذا اوّلاً صحیح نیست که مثلاً شما نامی ببرید، اصلاً مسألۀ نام نیست؛ چون ضرر تنها برای آن طرف نیست، برای این طرف هم هست؛ چون اگر انسان شناخته بشود نفوس هجوم می‌آورند، تقاضاها مختلف است، همه که عرفان نمی‌خواهند، همه که سلوک نمی‌خواهند؛ یکی می‌خواهد قرضش اداء شود؛ یکی می‌خواهد انسان برایش خانه بسازد؛ یکی دخترش در خانه مانده، می‌گوید: بیا آقا! بیا یک کاری کن دختر من شوهر کند؛ یکی می‌گوید که من فلان مرض را گرفته‌ام، بیا دعا بده! یا بر فلان آب دعا بخوان! و یا مرض دختر من را شفا بده! این افلیج است، این فلان است؛ یا بچّۀ من کور شده، درست کن! مگر انسان علم غیب دارد؟! مگر انسان امام است؟! مگر انسان می‌تواند یک ذرّه از ارادۀ پروردگار تخطّی کند. آن وقت:  «المَرءُ لِنَفسِهِ ما لَم یُعرَف، فَإِذا عُرِفَ کانَ لِغیرِه.»1 «انسان مال خودش است تا هنگامی که شناخته نشود، وقتی شناخته بشود مال دیگران است.» توجّه کردید!‌ این به کلّی از دست می‌رود، و لذا باید کنترل باشد، انسان کارش را می‌خواهد بکند، بی‌سر و صدا؛ غذا را بخورید بگویید: الحَمدُ لِلّه؛ آب را بخورید بگویید: الحَمدُ لِلّه؛ و کسی هم مطّلع نشود از اینکه شما این‌چنین آبی دارید؛ و الاّ از اطراف می‌آیند و این آب را آلوده می‌کنند و آن‌قدر می‌ریزند تا این آب را نه خودتان می‌توانید بخورید و نه به کس دیگر می‌توانید بدهید، ضایع می‌کنند؛ چون نفوس اینها همه نفوس طاهر نیستند، تقاضاها مختلف است؛ یکی می‌آید می‌گوید: حتماً به من باید کیمیا بدهی! که من اراده کنم مس، طلا بشود.

    1. إرشاد القلوب، ج ١، ص ١٠٠، با قدری اختلاف.