اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

لزوم كتمان اسرار الهى و آثار سوء كشف سر

کتمان سرّ یکی ازمهم‌ترین اصول سیر و سلوک

0
جلسات

حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله تعالی علیه) با بیان مصادیق و آثار سوء افشای اسرار، مانند قهر و غیرت الهی، استدراج، بسته شدن راه دیگران و ایجاد عجب در سالک، بر لزوم حفظ حالات، مکاشفات و دستورات سلوکی تأکید می‌کند. ایشان با ذکر مثال‌هایی از زندگی پیشوایان دینی مانند امام محمد باقر (ع)، و همچنین با اشاره به روایاتی از ائمه، نشان می‌دهد که چگونه افشای اسرار الهی باعث از بین رفتن حقیقت و توشۀ راه می‌شود. همچنین در این سخنرانی به تفاوت جن و انس در وسوسه کردن اشاره و بر مراقبت نفس تأکید شده است

لزوم كتمان اسرار الهى و آثار سوء كشف سر

17
  • سؤال: اگر پرسیدند و انسان مصلحةً چیز دیگری بگوید، اشکال دارد؟ مثلاً می‌پرسند چه‌کار می‌کردی؟ بگوییم که من مثلاً اگر صبح رفتم غسل بکنم، چون نجس شدم، رفتم آب بکشم.

  • جواب: نه! لازم هم نیست چون انسان نجس نبوده که واقعاً بگوید نجس بودم، رفتم تطهیر کنم و آب بکشم.

  • سؤال: حالا عیب ندارد؟

  • جواب: نه عیب ندارد. دعا مثلاً، چه دعایی داری می‌خوانی؟ من دارم توجّه به خدا می‌کنم، و واقعاً توجّه به خدا هم هست، ذکر هم هست؛ امّا آن خصوصیّت و ارتباط را نباید به کسی بگویید، آن هم صدمه دارد؛ یعنی جناب‌عالی به هیچ وجه من الوجوه نباید بگویید با چه ‌کسی مربوطم؛ اگر هم احیاناً کسی مطّلع شد که از بنده مثلاً بعضی از مسائل را سؤال می‌کنید، خب مسأله است دیگر، مسألۀ شرعی است. خب انسان هم مسألۀ شرعی را سؤال می‌کند و آن‌هم این‌طور برای انسان راهنمایی‌هایی را گفته و روشن است.

  • مثلاً یک حالی پیدا کردید بگویید که آقا شما هم بیا برو آنجا و آنجا حالت این‌طور می‌شود؛ این نیست؛ چون عرض کردم که نفوس مختلف است. این گمشده و این هدف و خصوصیّاتی که الآن برای شما هست، برای دیگری نیست؛ شما الآن در یک حالی هستید که می‌گویید تمام زندگانی مرا آتش بزن و مرا راحت کن، من الآن دارم در یک رنج و مصیبتی بسر می‌برم؛ این غیر آن کسی است که بیاید بگوید: آقا من دنیا می‌خواهم، بیا برای من باغ درست کن! برای من قنات جاری کن! بیا به من فلان بده، فلان بده!

  • بازیچه نبودن راه عرفان و سلوک

  • راه عرفان و لقای خدا و سلوک بازیچه نیست، انبیاء و ائمّه که نیامده‌اند هوس‌های مردم را بر‌آورده کنند، ﴿وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ وَيُزَكِّيهِمۡ﴾1و2 آمده‌اند کتاب و حکمت بیاموزند، تزکیه بدهند، رشد و نموّشان بدهند؛ رشد و نموّ یعنی رشد و نموّ روحانی؛ نه اینکه در عالم مادّه چاقشان کند و به آنها غذاهای لذیذ بخوراند و اموال آنها را زیاد کند، اینها همه موجب وبال است؛ آمده‌اند که آنها را رشد بدهند، پیغمبر انسان را رشد می‌دهد، وظیفۀ پیغمبر این است. آن‌وقت کسی آمد و دامان پیغمبر را گرفت که بیا برای ما یک نهری جاری کن و به اراده‌ات این کوه برای ما طلا بشود، کما اینکه همین تقاضاها را مشرکین مکّه می‌کردند، و آیات قرآن به ما می‌گوید. ﴿وَقَالُواْ لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ﴾،3 «به تو ایمان نمی‌آوریم»، ﴿حَتَّىٰ تَفۡجُرَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَرۡضِ يَنۢبُوعًا﴾،4 «یک چشمۀ فراوان و جوشان بشکافی، که از میان زمین ما عبور کند؛ آن‌وقت ایمان می‌آوریم.»

    1. سوره البقرة (٢) قسمتی از آیه ١٢٩.
    2. نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٢١٤: «(بار پروردگارا! برانگیز در میان ایشان، پیامبری را که) به آنها کتاب و حکمت را بیاموزد و آنان را رشد و کمال بخشد.»
    3. سوره الإسراء (١٧) قسمتی از آیه ٩٠.
    4. سوره الإسراء (١٧) ذیل آیه ٩٠.