
لزوم كتمان اسرار الهى و آثار سوء كشف سر
کتمان سرّ یکی ازمهمترین اصول سیر و سلوک
لزوم كتمان اسرار الهى و آثار سوء كشف سر
18خُب! پیامبر هم بگوید: چشم، بسم اللَه، این هم چشمه؛ پس پیغمبر آمده برای ما چشمه جاری کند، یا آمده آنها را به خدا مؤمن کند؟! اگر این چشمه جاری کردن آنها را به خدا مؤمن میکند، خب، پیغمبر هم میکند؛ کما اینکه برای آنها شقّ القمر کرد، یا اینکه در حضور مردم آن آهو آمد با پیغمبر تکلّم کرد، یا ستون حنّانه در مقابل چشمان مردم ناله کرد.
سؤال: و اگر هم نشان بدهد، باز یک چیز دیگر میگویند.
جواب: بله! چون آن نفسی که نخواهد قبول کند معجزه هم برایش بکنند، میگوید سحر است، میگوید چشمبندی و جادو است. چون وقتی قلب واژگون بشود، ایمان نمیآورد، مثل یک مریض حصبهای است. برای مریض حصبهای شما بهترین غذاها را بدهید، این کنار میزند، میگوید: این بو دارد و اصلاً نزدیک من نیاورید، و این چه غذای بد بویی است که برای من درست کردید؛ غذا بد بو نیست، بد نیست، او حالش خراب است، مزاجش از اعتدال افتاده، او استشمام نمیکند.
اثرات مخرب کفر و نفاق بر قلب
این شرک و کفر و نفاق، قلب را ضایع میکند؛ وقتی ضایع شد، شما هرچه او را نصیحت کنید، اصلاً این نصیحت نمیفهمد؛ هرچه بگویید خدا، او خدا نمیفهمد؛ هرچه بگویید ایمان، هرچه بگویید صداقت، هرچه بگویید امانت، او خلاف برداشت کرده و تعبیر میکند؛ و عین همان مریض حصبهای که شما رفتید یک غذای طیّب، طاهر، خوشبو را زعفران زدید، و آوردید میخواهید تقدیمش بکنید، میگوید: اصلاً این با من دشمن بود که یک غذایی برای من تهیّه کرده که بدترین بوها را دارد؛ مشامش ادراک نمیکند.
امراض معنوی هم مثل همین امراض جسمانی است، نفس را خراب میکند، مدرکات را خراب میکند، قوّۀ تشخیص عوض میشود. شما که الآن به آن طبیب نهیب زدید که چرا ساعت سه نیامدی و ساعت هفت آمدی، شاید او در وجدانش، شما را متّهم میکند که چرا این به من اینچنین زوری میگوید؟ خُب، کور هم شد که شد، چه اهمیّت دارد! بعضیها اینطوری هستند.
