
برنامههاى تربیتى اسلام برای نهاد خانواده
برنامههاى تربیتى اسلام برای نهاد خانواده
21ما برای كه داریم كار انجام میدهیم؟ برای كی داریم عبادت میكنیم؟ برای كی میخواهیم كارهایمان را تنظیم كنیم؟
یك شخصی بود از من وقت خواسته بود برای طرح كردن بعضی مسائل، بسیار زن بزرگوار و دارای حالات خوب. بعد از یك ماه ما به ایشان وقت دادیم نیم ساعت بیاید در قم و مطالبی دارد بعضی از اشكالات را مطرح بكند. همان شب تلفن میكند شوهر من در مسافرت است و من نتوانستم با او تماس بگیرم و برای آمدن پیش شما در قم از ایشان اجازه بگیرم. گفتم جائز نیست بیایید. ببینید، چقدر مسئله مهم است! یك ماه قبلًا وقت گرفته برای امروز، مثلًا برای نیم ساعت. بعد اینطور میگوید كه چون شوهر من نیست و من نمیتوانم با او تماس بگیرم چه كنم؟ من در بیرون رفتن از منزلم از شوهرم اجازه میگیرم. میگویم احسنت. كار تو درست است. شما نباید بیایید. من بعد از اینكه شوهر شما از مسافرت آمد، یك فرصت دیگری برای شما قرار میدهم. درحالیكه میتوانم بگویم نه، چه اشكال دارد! این زمانها گذشت، این مال هزار و چهارصد سال پیش بود، این حرفها دیگر ورافتاد. زمان، زمان اتم است، زمان، زمان ... این حرفها را هم بلدیم دیگر. ولی اگر من به او بگویم بیا اشكال ندارد، به او خیانت كردم، به مكتب خیانت كردم، و به خدا و رسول او خیانت كردم. مسئله این است.
مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در كتاب شریف رساله بدیعه راجع به ارتباط بین زن و مرد روایاتی را ذكر كردهاند كه من در اینجا یك روایت را نقل میكنم. چون دیگر فرصت تقریباً گذشته و انشاءاللَه تتمه مطلب را برای جلسه بعد قرار میدهیم.
در سنن كبرای بیهقی از اسماء بنت یزید الأنصاریه روایت میكند: أنَّها أتت النَّبىّ صلَّى اللَه عليه و آله و سلَّم و هو بين أصحابه؛ فَقَالَت: بِأبِى أنتَ وَ امِّى، إنِّى وافِدَةُ النِّساءِ إلَيكَ؛ وَ اعلَم نَفسِى لكَ الفِدَاءُ أنَّهُ مَا مِنِ امرَأةٍ كائِنَةٍ فى شَرقٍ وَ لَا غَربٍ سَمِعَت لِمَخرَجى هَذَا إلَّا وَ هَى على مِثلِ رَأيى؛ اسماء دختر یزید انصاری یك روزی پیش پیغمبر آمد و حضرت در میان اصحابشان نشسته بودند. رو كرد به رسول خدا و گفت: پدر و مادرم فدای تو باد ای رسول خدا، من فرستاده زنان مدینه هستم و مرا به سوی تو فرستادند تا اینكه پیغام آنها را به تو برسانم. واعلَم نَفسِى لَكَ الفِدَاء بدان كه جانم فدای تو باد أنَّهُ مَا مِنِ إمرَأةٍ كَائِنَةٍ فِى شَرقٍ وَ لا غَربٍ. واقعاً هم همینطور است؛ هیچ زنی نیست كه در شرق عالم و در غرب عالم باشد و این نیت مرا و آمدن مرا به سوی تو بشنود و این رأی مرا نپذیرد. تمام افراد از زنان دنیا اگر بشنوند كه مطلب من چیست، این مطلب را خواهند پذیرفت. إنَّ اللَه بَعَثَكَ بِالحَق الَى الرِّجَال وَ النِّسَاء؛ عجب، واقعاً زن بسیار بلیغ و بسیار سخندان و با فهمی بود. او میگوید: خداوند تو را به حقّ به مردان و زنان مبعوث كرد. این لفظ بالحق او خیلی معنا دارد. نمیگوید تو را مبعوث كرد به مردان و زنان. میگوید تو را به حقّ مبعوث كرد؛ یعنی ما میدانیم تو بر حقی، تو مانند بقیه افراد نیستی. تو اگر به مردان به حقّ مبعوث شدی، به زنان هم به حقّ مبعوث شدی و در این مسئله تفاوتی نیست. و ما تو را چون حقی پذیرفتیم، نه چون یك شخص و یك فرد انسان هستی. بِالحَق بَعَثَكَ روی این جهت ما آمدیم پیش تو، فأمَنَّا بِك چون دیدیم به حقّ هستی به تو ایمان آوردیم. و بِالهكَ الَّذِي أرسَلَك و به خدایی كه تو را فرستاد.
