اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وظایف و مسئولیت های زنان از منظر اسلام

14478
عنوان بصری
نسخه عربی

وظایف و مسئولیت های زنان از منظر اسلام

13
  • آن زنی كه زنبیل بدست می‌گیرد و می‌رود در بازار و با ده تا مرد صحبت می‌كند و می‌آید در منزل، بیهوش است می‌رود و برمی‌گردد؛ شخص بیهوش هم هزار تیر شما در بدنش فرو كنید به‌اندازه ناخن كندن نمی‌فهمد، بیهوش است چه می‌فهمد. شما یك جای بدنتان را سِر (بی‌حس) كنید بعد با چاقو بخواهند آنجا را عمل كنند اصلًا متوجه نمی‌شوید كی این چاقو در آنجا قرار گرفت، سِر شده بیهوش شده. اما اگر یك شخص سالم باشد، اعصابش كار بكند، مغزش كار بكند، بفهمد، آنجا دیگر مسئله خیلی فرق می‌كند.

  • پس بنابراین، این احكام برای یك هم‌چنین وضعیتی است؛ یعنی زن در ارتباط با مرد نامحرم این مسائل و این بلایا بر سر نفسش می‌آید. مگر در موارد ضروری كه در آنجا استثناء است. فرض كنید كه باید مراجعه به پزشك بكند درصورتی‌كه مورد استثناء باشد، یا اینكه مورد خاصّ دیگر اگر بخواهد باشد. اما اینكه انسان بخواهد با مرد مراجعه كند، مردها می‌آیند در منزل انسان، زن انسان بیاید سلام‌علیكم و خوش آمدید و بفرمایید، یا اینكه بلند شود برود بیرون و خرید بكند، این كار را بكند، آن كار را بكند كم‌كم چه می‌شود؟ آن‌حالت و استعداد نفسانی را از دست می‌دهد و فقط در یك مرتبه ظاهر از ارتباط با پروردگار باقی می‌ماند و در همان مرتبه ظاهر به تكالیف عمل می‌كند؛ یعنی این تكالیف موجب رشد و موجب عبور او از نفس نخواهد شد. در همان مرتبه ظاهر، كلاسیك می‌آید مثل مقررات.

  • یعنی كارهای ما و اعمال ما و تكالیف ما از آن جنبه رشد روحی و قوّت روحی. اگر بخواهیم قوّت روحی را تشبیه بكنیم تشبیه می‌كنیم به كارهایی كه خوارج می‌كردند. خوارج آمدند این نیروی باطنی را از خودشان بیچاره‌ها سلب كردند. آن نیرویولایت امیرالمؤمنین علیه السّلام ولایت امام علیه السّلام كه موجب رشد آنهاست و دل آنها را از عالم نفس و هواهای نفس بیرون می‌كشد و آنها را از آن حیطه و ورطه نفسانیت و انانیت خارج می‌كند خود را از این نعمت محروم كردند، بین خودشان و آنها فاصله انداختند. چه شد؟ در یك مرتبه ظاهر از عمل به تكالیف به مقتضای حالا فكر خودشان و به مقتضای سلیقه خودشان به همان مقدار گیر كردند. نماز می‌خواندند این نماز دیگر آنها را بالا نمی‌برد، حج انجام می‌دادند آن حج به اندازه سرسوزنی باعث رشد آنها نمی‌شد، زكات می‌پرداختند آن زكات برای آنان دیگر فایده‌ای نداشت، نماز شب می‌خواندند، قرآن می‌خواندند، یك سرسوزن تغییر نمی‌كردند بلكه اینها به‌واسطه آن مقام جهود و انكارشان هی بر كدورتشان اضافه می‌كرد، هی بر آن كدورتشان این می‌افزود.