
كیفیت تدبیر امور ضمن رعایت مقتضاى مقام عبودیت
كیفیت تدبیر امور ضمن رعایت مقتضاى مقام عبودیت
22حالا جمع بین این دو مسئله، جمع بین این دو قضیه كه: چطور انسان به این نحو استحكامِ در امور داشته باشد، اتقانِ در امر داشته باشد كه حتی به زیردستی پذیرایی افرادی كه در مسجد میآیند نظر داشته باشد، از آنطرف یك ثانیه نمیخواهد در این مسجد حضور داشته باشد. این آن كلام امام صادق است؛ یعنی در مقام عبودیت انسان باید وظیفه خود را به نحو احسن انجام بدهد در مقام عبودیت. الان شما موظف هستید این مسجد را اداره كنید، اداره این محل ایمانی و اعتقادی به شما سپرده شده، این مكان عبادی اختیارش به شما سپرده شده، و شما باید این را اداره كنید. نباید بگویید من نمیخواهم در اینجا باشم نباید بگویید من كه میل ندارم، حالا كه میل ندارم. اینها اثر میگذارد در كیفیت كار انسان دیگر، آن نتیجه كار را خیلی پایین میآورد، آن راندمان كار را خیلی تنازل میدهد. یك كسی نسبت به یك كاری عشق و علاقه داشته باشد یا نداشته باشد بلكه تنفر هم داشته باشد تفاوت نمیكند؟ ایشان در ادای تكلیف نسبت به موقعیت فعلی به نحوی انجام میدادند كه همه میگفتند: این اصلًا عاشق این مسجد، عاشق این موقعیت است. بهطوری كه وقتی از آنجا رفتند من از بزرگان از علماء طهران شنیدم: ایشان با یك همچنین موقعیتی در آن مسجد و این چنین مریدهایی چطور ترك كردند و مشهد رفتند؟ یعنی قابل قبول نبود كه یك شخصی یك همچنین مسجدی یك همچنین موقعیتی داشته باشد و این چنین وضعیتی، بعد یك مرتبه خداحافظ ما رفتیم.
من دیدم ایشان دارند میگویند ما میخواهیم برویم مشهد، ولی من دیدم دارند ساكی كه میبندند ساك یك روزه و دو روزه نیست دارند كتاب میگذارند. گفتم آقا جان شما دارید چند روزه میروید؟ حالا ما انشاءاللَه یك اربعین را میرویم تا بعد ببینیم چه میشود. بعد متوجه شدیم استادشان در آن سفر سوریه كه آخرین سفری بود كه با آقای حدّاد ملاقات كردند در زینبیه در حرم حضرت زینب سلام اللَه علیها آنجا به ایشان فرمودند: آسید محمدحسین دیگر شما باید مشهد بروید دیگر طهران جای شما نیست.
