اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

كیفیت تدبیر امور ضمن رعایت مقتضاى مقام عبودیت

14265
عنوان بصری

كیفیت تدبیر امور ضمن رعایت مقتضاى مقام عبودیت

24
  • امیرالمؤمنین علیه السّلام یك روز در مدائن كه آمده بودند؛ این ایوان كسری، این ایوان مدائن. ان‌شاءاللَه خداوند قسمت كند آنجا برویم در كنار آن ایوان قبر سلمان فارسی را هم زیارت كنیم. مرحوم آقا هم از زیارت قبر سلمان حكایت‌ها دارد. در آن ایوان مدائن مستحب است انسان دو ركعت نماز بخواند؛ نماز عبرت‌ها! نه اینكه جای مقدسی است نه! این كاخ پادشاهان و سلاطین ساسانی و اینها بوده است. اما انسان نگاه بكند به این كاخ و ایوان و به این قصر و در اینجا چه بود. بعد حضرت این آیات را خواندند: كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ‌ الدخان، ٢٥ وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ‌ الدخان، ٢٦ وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ‌ الدخان، ٢٧ چه بسیار افرادی بودند كه آمدند و اینها را گذاشتند و در نعمت‌ها غوطه‌ور بودند. آیات قرآن است. كشتزارها داشتند، مقام كریم داشتند، مقام بالا داشتند. در تاریخ ساسانیان مطالعه كردید یا نه؟ این پادشاهان ساسانی چه كردند واقعاً؟ این خسرو پرویز در این كاخ كسری چه كرد واقعاً؟ هزارها در كاخ‌های خودش جا داده بود، این طرف و آن طرف. وَ مَقامٍ كَرِيمٍ‌ و مقام بزرگ‌ وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ‌ نعمتی كه در آنها بودند. اینها این‌طور بودند دیگر.

  • مستحب است انسان آنجا برود و دو ركعت نماز بخواند. در همین سامراء، در زمان متوكّل خلیفه عبّاسی، تمام اطراف خودش لشگریانی قرار داده بود كه بسیاری از آنها از اتراك بودند نواحی آذربایجان و قسمت‌های اتراك تركیه از آنجا آورده بود برای اینكه یك وقتی از جانب اعراب صدمه‌ای نبیند. افراد غریبه‌ای باشند برای این مقابله نژادی بتواند خودش را در آنجا حفظ كند و ائمّه علیهم السّلام امام هادی، امام عسگری را آورده بودند در همان‌جا زندانی كرده بودند. منزل محقّری داده بودند كه در همان‌جا باشند، مدتی در زندان بودند.

  • الان این قضیه یادم آمد. مقریزی‌1 ظاهراً در كتابش نوشته یك روز متوكّل با یك عده از اصحاب خودش نشسته بودند صحبت از آن اسلحه و وسایل رزمی آن روز به میان آمد. یك شخصی از افراد گفت من شنیدم در هند یك شمشیری فلان شخص دارد كه برایش درست كردند اگر به سنگ بزند سنگ را دو تكه می‌كند به چوب بزند چه می‌شود به آهن بزند. این یك شمشیری است نظیر ندارد. این متوكّل هم خیلی به هوس افتاد كه این شمشیر را به دست بیاورد و ببیند این چه وضعیتی است. متوكّل هم هوس كرد فرستادند یك عده را در هند آن شخص را پیدا كردند و به مبالغ بسیار زیادی گفتند هرچه می‌خواهی به تو می‌دهیم بالاتر از این؟ یك ثروتی به او هم رسید یك ثروت خیلی زیادی گفتند: خلیفه مسلمین می‌خواهد و شمشیر را گرفتند و آوردند. همه دیگر تعجب و به حیرت افتاده بودند از تیزی و جَودت. از آن نحوه ساخت و پرداخت این شمشیر همه داشتند تعجب می‌كردند. و بعد ماندند این را چه كنند بدست خلیفه بدهند؟ به دست پسر خلیفه بدهند؟ بالاخره در نهایت قضیه رأیشان بر این قرار گرفت این را بدهند به دست مأمور خاص خلیفه، آن كسی كه همیشه بالای سر او بایستد و این شمشیر را در دست بگیرد و هر شخصی كه بخواهد به جناب خلیفه و به بدن مبارك خلیفه متعرّض بشود این را بر سر او فرود بیاورد. این شمشیر فرود نیامد مگر بر سر خود متوكّل! در قضایای او حالا دیگر مفصل است پسرش قیام كرد. این تدبیری است كه اینها كردند. هی جای پا را سفت كنیم چه خواهیم شد. نه آقا جان! به این مسائل نمی‌ارزد، امروز را بپاییم. همین امروز خودمان را، امروز تكلیفمان چیست، او را انجام بدهیم.

    1. ابوالعباس تقى الدين احمد بن على مقريزى، (٧٦٦- ٨٤٥ ق) از نامورترين مورخان در سده‌هاى هشتم و نهم هجرى است.