اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى

14362
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى

15
  • همین قانون در عبادات و در منهیات ما و در تكالیف وجود دارد. ما باید این تفكّر را داشته باشیم فرض كنیم جهنّمی وجود ندارد، فرض كنیم بهشتی وجود ندارد. فرض كه اشكال ندارد. ما در مرتبه تكامل به چه‌نیاز داریم؟ ما برای تكامل روح خودمان به چه نیاز داریم؟ همین‌طور بنشینیم دست روی دست بگذاریم بسیار خوب. عرض كردم نود سال بگذرد با یك بچه هفت ساله فرق نمی‌كنیم هیچ فرقی نمی‌كنیم. مگر امروزه نمی‌گویند آقا دل خودت را به خدا وصل كن نماز خواندن چیست؟ بنشین وصل كن، وصل كن دیگر، وصل كن. ده سال وصل كن ببین به كجا می‌رسی؟ ده سال دیگر هم بگذار رویش ببین به كجا می‌رسی؟ نود سال وصل كن خوب چه؟ تا كی وصل كنیم؟ بالاخره یك تایمی یك وقتی برای ما بگذارید كه بگوییم آقا تا این مقدار وصل كنیم دیگر كار ما تمام است. می‌نشینیم همین‌طور دل خودمان را به خدا وصل می‌كنیم هیچ كار هم انجام نمی‌دهیم هیچی انجام نمی‌دهیم. چه می‌شود قضیه؟ هیچی! بیخود! اینها بخاطر فرار از وضعیتشان كه ناشی از جهل آنهاست این حرف را می‌زنند همین اشتباه است. خیال می‌كنند اعمال ما اعمال تقلیدی است اعمال تحمیلی است. خدا بر ما تحمیل كرده چماق بالای سر ما گذاشته شلّاق گذاشته می‌گوید باید انجام بدهی می‌گوید من اختیار دارم چرا انجام بدهم؟ خدا وجود دارد من دلم می‌خواهد به خدا وصل كنم. من با آن ارتباطی كه با خدا دارم كافی است. كافی است؟ چقدر به تو اضافه شد؟ چقدر معرفت پیدا كردی؟ تو الان هفتاد سال سنّت است.

  • من با یك شخص صحبت می‌كردم نماز نمی‌خواند اهل این حرف‌ها نبود خدا را قبول داشت. می‌گفت پیغمبر و هیچی را قبول ندارم. گفتم بسیار خب در یك جایی بودیم بعد هم ظاهراً فوت كرد این‌طور كه به نظرم می‌رسد گفتم شما چه نحوه ارتباط با این خدا دارید؟ گفت من ارتباطم را در این می‌بینم كه بنشینم و با خدای خود ارتباط برقرار كنم بگویم خدایا خوبی خدایا چه هستی. گفتم بسیار خب چند سال از سنّت می‌گذرد؟ هفتاد سال. در این هفتاد سال كه این كار كلیشه‌ای را انجام دادی چه به تو اضافه شد؟ چه به معرفتت اضافه شد؟ تو كه پنجاه سال پیش هم همین كار را می‌كردی، مسئله‌ای اضافه نشد، ترقّی كه نكردی مطلبی كه بوجود نیامد. چه مرتبه‌ای ... پزشك بسیار متخصصی بود ولی از نقطه نظر مسائل و علوم امروزی شخص متقدّمی بود ولی از نقطه نظر مسائل معنوی نه! بالاخره با همین اتصال به خدا در یك هواپیمای شخصی داشت با یكی از بستگانش می‌رفت هواپیما سقوط كرد هر دو می‌میرند این هم اتصالش این شخص چه نتیجه‌ای بر این عملش و كاری كه انجام می‌دهد مترتّب می‌شود؟ چه نتیجه‌ای بر آن مترتّب می‌شود؟ هیچ! چرا؟ چون تصور خود را از تكالیف تصور صحیحی قرار نداده است. یك تصور خلافی قرار داده و خیال می‌كند تكالیفی كه انجام می‌دهند یك فرد عادی آورده، فرد بشری، می‌گوید چرا من از یك شخصی به نام پیغمبر تبعیت كنم من خودم برای خودم كسی هستم. آن بیخود كرده گفته، اینها بشری اند، اینها زمینی هستند. مگر نمی‌گویند امروزه؟ انبیا افراد زمینی هستند، افراد بشری‌اند افراد خاكی هستند مثل ما، افرادی هستند كه مانند ما از اجتماع بوجود آمدند.