
دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى
دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى
16روی این جهت اگر ما این مطلب را درك بكنیم، تكالیفی را كه خداوند توسط پیغمبرانش برای ما فرستاده است این مسئله در وهله اول حكم نسخه طبیبی را برای درمان مریض دارد و حكم اجرای عملیاتی را برای رشد و تكامل حیات ما و زندگی خود ما دارد. غذا نخوریم ده روز بعد میمیریم، آب نخوریم تا چند روز بیشتر طول نمیكشد، تنفس نكنیم یك دقیقه بعد دو دقیقه بعد حالت خفگی برای انسان پیدا میشود، شوخی هم قضیه برنمیدارد. این مسئله را اگر ما درك بكنیم آنوقت نظر ما نسبت به تكالیف تغییر پیدا میكند. خدا دیگر تكالیفش برای ما تحمیلی نمیشود، میشود تكالیف منطقی. آن تكالیفی كه خدا برای ما بیان میكند و توسط پیغمبرانش میفرستد دیگر تحمیلی نیست تقلیدی نیست، حكم دارو را دارد برای تكامل. آنوقت است كه انتظار ظهر را میكشیم كی ظهر میرسد؟ چطور وقتیكه مریض هستیم انتظار میكشیم كی سر ساعت برسد دارو را بخوریم؟ الان هم برای رسیدن به ظهر انتظار میكشیم، برای رسیدن به ماه رمضان انتظار میكشیم، برای رفتن به حج دیگر دست روی دست نمیگذاریم همینطور هر وقتیكه شد. اگر بدانیم كه این حج چه اثری بر تكامل ما دارد از همین الان ساعت یازده و نیم به فكر میافتیم و بدنبال رفتن به حج، منتها در همان مسیری كه بیان شده نه آنطوری كه خلاف است، به یك نحو دیگری باشد كه كلّ زندگی به هم بریزد نه آنطوری كه دیگران آمدند نقل كردند.
یك شخصی بود داشت برای مرحوم آقا میگفت كه ماه رمضان بود دیدیم یك پولی جمع كردیم در امسال، حوصله رفتن به مكّه را هم ندارم. گفتم در ماه رمضان خرجش كنم كه دیگر وقتی ماه شوال میشود استطاعت نداشته باشم كه به مكّه بروم! بَه بَه بَه واقعاً كه ... ببینید، مسلمان است نماز میخواند روزه میگیرد، در مشهد هفتهای یك دفعه زیارت امام رضا هم میرود اما درك ندارد، درك از تكالیف ندارد، نمیداند، خیال میكند این حج همینطوری بلند شدن و احرام بستن و سوار شدن و پیاده شدن و آمدن و گشتن است، دیگر نمیداند از ابتدای لبیكش چه بر او نازل میشود و چه بر او میریزد و نفس او را چطور برمیگرداند اینهایی كه خدمتتان عرض میكنم خیال نكنید مطالبی است كه عوام نمیدانند. بسیاری از آنهایی كه حتی احكام حج را مینویسند هم اطلاع ندارند، با این طرز فكر به احكام نگاه میكنند و با این طرز فكر احكام را برای مردم توضیح میدهند این طرز فكر است در طرز فكر امام صادق علیه السّلام مسئله احكام مسئلهای است كه اگر انسان بداند خودش بدنبال میگردد نه اینكه بنشیند قاعده برائت و قاعده استصحاب بخواهد جاری كند. در مكتب امام صادق علیه السّلام این مردمند كه پاشنه را از خانه امام در میآورند برای اینكه به مطلب برسند نه اینكه بنشینیم خب بالاخره یكی میآید از امام یك حكمی را میگوید دیگر، تا وقتی هم كسی نیامده خوب راحتیم دیگر!
