
دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى
دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى
17رسول خدا صلی اللَه علیه و آله و سلم شوخی نمیكرد وقتیكه با مردم مینشست و به امور آنها میرسید همینكه موقع نماز ظهر میشد میدیدند رسول خدا هی دارد آسمان را نگاه میكند، هی دارد نگاه میكند كی خورشید بیاید؟ هنوز نیامده، كی میآید به این زوال برسد؟ هی دارد دنبال میگردد. او دارد میبیند كه راه خلاصی او و راه تغییر و تبدّل رسول خداست ما نیستیم راه تغییر و تبدّل او با این است. همینكه موقع نماز میشود میگوید ارحني يا بلال1 بلال بیا من را راحت كن، بیا من را نجات بده، با اذان خودت بیا من را نجات بده، با اذان خودت بیا من را از این وضعیت در بیاور. او كه تازه خودش متصل است؛ یعنی رسول خدا نماز را راحتی نفس خود میداند در وقتیكه خودش در اتصال با پرودگار در اجتماع زندگی میكند، خودش در اتصال با پروردگار رتق و فتق میكند، خودش در اتصال با پروردگار در كثرت دارد غور میكند و سیر میكند. آن تازه میگوید ارحني يا بلال وای به حال ما دیگر. نماز و تكالیفی را كه امام صادق میفرماید معنایش این است.
چندی پیش خدمت رفقا گفتم، اگر از امروز روز جمعه خدا بگوید ما نماز را برداشتیم پنج تا نماز را برداشتیم دلمان میخواهد، هان؟ دلمان میخواهد. مگر بابیه نبودند؟ حضورتان عرض كنم كه این سید علی محمد باب كه آمد ما یك وقتی كتابهای اینها را خیلی میخواندیم و سرمان درد میكرد و كلّهمان بوی قورمهسبزی میداد دنبال این مسائل بودیم كتب اینها را همه را خواندیم مطالبشان را آن كتابهایشان كه نازل شده از آسمان حالا آسمان كجاست! اینها را مطالعه میكردیم وقتیكه سید علیمحمد باب آمد البته اول ادعای بابیت كرد و ادعای اینكه باب امام زمان است و واسطه برای امام زمان است و بعد یك قدری ترفیع مقام پیدا كرد و ادعا كرد خود امام زمان است و یك قدری بالاتر رفت ادعای پیغمبری هم كرد و كتاب هم آورد. بعد دیگر حالا آن كسانی كه بعد از آنها آمدند دیگر ادعای الوهیت هم كردند، میرزا حسینعلی نوری بهاء اللَه ادعای پیغمبری هم كردند. از جمله اعجاز این جناب میرزا حسینعلی نوری بهاء اللَه رئیس فرقه بهائیه اینكه ایشان در بیانات خودشان فرمودند شما وقتتان را آنجا تلف نكنید ما تلف كردیم ولی حالا دیگر به این چیزها نمیخواهد برسید اینها دیگر پروندهاش دیگر جمع شده است از جمله مطالبی [كه گفته این است] كه اوصیاء پیغمبر آخرالزّمان دوازده نفرند اما چون من بعد از او آمدم و از نقطه نظر تكامل بشری، امّت من بر امّت پیغمبر ترجیح دارند اوصیاء من بیست و چهار نفر هستند كه هر كدام یكی پس از دیگری از نسل دیگری خواهند رسید و آن وصی بیست و چهارم من كه از نسل من است با آمدن او قیامت برپا خواهد شد! نشان به همان نشانی كه نوه ایشان به نام شوقی افندی اصلًا بچهدار نشد. یعنی اصلًا بهطوركلی بچهدار نشد. اینها دیدند خیلی آبروریزی شده، رفتند یك بچه را از یك جا برداشتند و یك جلسهای تشكیل دادند و هیئت امناء درست كردند و ریاست آن را بعنوان بچه این آقا كه نتیجه جناب میرزا باشد معرفی كردند و قالب كردند! اتفاقاً آن هم بعدش باز بچهدار نشد! اتفاقاً از معجزات ایشان مسائلی كه اگر بخوانید برای هضم غذا بعد از غذا خیلی خوب است! واقعاً كلمات ایشان كه كتابی دارند كه آیات باید چه كنید و چه كنید خیلی مفصّل است. ما یك وقتی در این چیزها بودیم خیلی وقت پیش این مطالعات هم تقریباً مال حدود سی سال پیش است بیست و هشت سال بیست و نه سال پیش است.
- ١. بحار الأنوار، ج ٧٩، ص ١٩٣
