
دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى
دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى
18این جناب سید علیمحمد باب وقتیكه به رسالت و پیغمبری رسیدند اولكاری كه كردند برای اینكه زحمت را از امّت بردارند شریعت پیغمبر را نسخ فرمودند و اعلام كردند كه شریعت پیغمبر نسخ شده و چون هنوز تازهكار بودند و شریعت جدید را بلد نبودند بیاورند و میخواستند یك قدری زحمت بكشند یك مدّتی برای یكی دوسالی دوران فترت پیش آمد. اصحاب و متابعین ایشان هم در این یكی دوسال دلی از عزا درآوردند! حالا دیگر بیش از این شرح نمیدهم كه چه كردند و به چه فیوضاتی نائل شدند چون گفتند این دوران فترت است و آن شریعت سابق نسخ شده است و شریعت جدید هنوز نیامده دیگر هرچه باداباد! اینكه میگویم هرچه باداباد واقعاً هرچه باداباد بود، دیگر در هر زمینهای. واقعاً به یك فیض عظمایی رسیدند كه پدرجدّشان هم برایشان یك همچنین آزادی در طول تاریخ نمیتوانست برایشان بوجود بیاورد!
حالا اگر خدا آمد و گفت برای مدت محدودی یا اینكه اصلًا [برای همیشه] ما نماز را میخواهیم برداریم؛ یعنی این نماز كه وسیله ارتباط است ما میخواهیم برداریم! آیا ما باید خوشحال بشویم از این قضیه و بگوییم الحمدلله یك تكلیف دیگر برداشته شد؟ نه اینكه بگوید برمیداریم و به جایش یك تكلیف دیگری میگذاریم [با] همان آثاری كه بر او مترتّب است، این نعمتی كه بواسطه نماز الان بر شما میآمد این نعمت دیگر سلب میشود. همینقدر شما را عقاب نمیكنیم! ما باید تو سر خودمان بزنیم. آن بالاترین مسئله و ارتباط انسان با پروردگار، الان دیگر از اینجا برداشته شده این میشود طرز تفكّر. در طرز تفكر اسلام و ائمّه علیهم السّلام، مسئله از این قبیل است. بایدها و نبایدها میشود بایدها و نبایدهای تكوینی، اگر انجام ندهیم كلاه سر خودمان رفته، به كسی ارتباط ندارد. كلام خواجه سعدی كه ایشان میگوید:
عبادت به جز خدمت خلق نیست *** به تسبیح و سجادّه و دلق نیست
