
دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى
دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى
20چرا اینقدر در لسان روایات و در كلمات بزرگان تأكید شده است بر اینكه انسان به تهذیب نفس برسد؛ یعنی به این مقام عبودیت برسد برای چه؟ برای همین مطلب است. كسی كه تهذیب نفس پیدا كرده است به جای خدمت، زحمت بر خلق بوجود میآورد و خلق را به بیراهه میبرد. بعضیها برای فرار از این مسئله آمدند تشبّث كردند به عمل و تأیید بعضی از اصحاب ائمّه علیهم السّلام مانند علی بن یقطین یا مانند محمد بن اسماعیل بن بزیع كه آقا علیبن یقطین هم در دستگاه هارونالرشید بود و مورد تأیید امام كاظم علیه السّلام بود. علیبن یقطین اگر در دستگاه هارون بود به دستور امام كاظم در دستگاه هارون بود، به امر ولی خدا در دستگاه هارون بود، نه اینكه همینطوری خودش سرش را بیندازد پایین و برود در آنجا. امام علیه السّلام وقتیكه به یك شخص دستور میدهند خود امام هم از پشت، او را احاطه میكنند و كارهای او را مورد نظر دارند. همین علیبن یقطین نبود كه چند مرتبه مورد غضب موسی بن جعفر علیه السّلام قرار گرفت بخاطر بعضی از سستیهایی كه كرده بود و امام علیه السّلام عمل او را تصحیح كردند.
اینطور نیست كه هر كسی بگوید ما در مقام خدمت به خلق هستیم! نفسی كه هنوز به مرتبه تهذیب نرسیده است این نفس نمیتواند به مردم خدمت كند آن هم در یك همچنین وضعیتی. نمیتواند آن نفس خود را در مقام ولایت قرار بدهد و در مقام استیلای بر نفوس و حكم راندن بر نفوس قرار بدهد بدون اینكه تأیید و اشرافی را از ناحیه امام علیه السّلام احساس كند.
محمد بن اسماعیل بن بزیع یكی از افرادی بود كه بدستور امام ابوالحسن علیبنموسی الرضا در دستگاه خلفاء بنیعباس وارد شده بود و تعابیری را كه امام رضا علیه السّلام برای او ذكر میكنند واقعاً تعابیر بسیار جالبی است كه من حیف دیدم این روایتی را كه از امام علیه السّلام سراغ داشتم. اتفاقاً دیشب رفتم و مأخذ آن را هم پیدا كردم كه خود این روایت را برای رفقا بخوانم:
