
دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى
دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى
22آنوقت اینها میآیند این روایتی را كه مربوط به محمدبن اسماعیل بزیع هست و یا آنچه را كه مربوط به علیبن یقطین هست اینها را برخودشان منطبق میكنند! بر خودشان اینها را بار میكنند!
شما خیال میكنید مالك بن اشتر نخعی با میل خودش بلند شد به مصر رفت؟ شما تصور میكنید اصحاب امیرالمؤمنین علیهالسّلام با میل خودشان رفتند، یك لحظه نمیخواستند از امیرالمؤمنین در كوفه جدا بشوند. شما خیال میكنید مالك بن اشتر برای رفتن به مصر جان میداد؟ آرزوی رفتن به مصر و حكومت مصر را داشت؟ چه حكومتی؟ آن حكومتی كه بر آن اساس، عمرو عاص آمد با معاویه و آن جریان صفین را به راه انداخت. شرط كرد اگر ما با علی پیروز شدیم حكومت مصر از آن من است. ببینید چقدر فرق است؟ یكی یك لحظه نمیخواهد از مولای خودش جدا بشود و بودن پیش مولای خود را بر حكومت زمین ترجیح میدهد. یكی میآید برای رسیدن به این حكومت، با خلیفه بر حق و وصی رسول خدا جنگ به راه میاندازد و دهها نفر را به كشتن میدهد. چطور؟ ما از كدام یك از این دو هستیم؟ مبادا یك وقت خودمان را گول بزنیم! آن علیبنیقطین بند بند وجودش راضی نبود كه در دستگاه هارون و خلفای بنیعباس باشد. آنوقت میآیند میگویند كه نه! برای خدمت به خلق است و برای احیاء حق است و برای از بین بردن ظلم است و برای چه هست و برای چه هست. امام علیه السّلام او را معرفی میكرد. روایت دیگری كه در اینجا هست این روایت مؤید این مطلب است.
مرحوم آقا میفرمایند: این افراد میآیند و آن هوای نفس را كه بدنبال رسیدن به منافع دنیوی است با چهره الهی و دلیل و مستمسك الهی پیگیری میكنند و جامه عمل میپوشند. لذا اگر به آنها بگوییم آقا! شما مگر برای امام زمان نمیخواهید كار كنید؟ مگر برای خدا نمیخواهید كار بكنید؟ بفرمایید در منزلتان بنشینید امام بیشتر راحت است. نه نمیشود آقا! مگر میشود! ما میخواهیم خدمت به خلق كنیم! این خدمت به خلق مگر برای خاطر خدا نیست؟ برو در خانهات بنشین حضرت میگوید برو بنشین! نمیتواند. حتماً باید یك كاری انجام بدهد، حتماً باید یك ریاستی داشته باشد. آن علیبنیقطین یا محمد بن اسماعیل یا مالك اشتر یا قیس بن سعد بن عباده و امثال ذلك هر آن انتظار میكشیدند كه حكم فسخ آنها و حكم عزل آنها از طرف امیرالمؤمنین بیاید و آنها برگردند دوباره در كوفه سر جایشان بنشینند. آنها اینجوری به مردم خدمت كردند و اینطور بودند.
