
دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى
دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى
14رسیدگی به نهال و پرداختن به او قانونی است از قوانین منطقی و تكوینی برای تكامل این، كه طرفین را ملزم میكند از این قانون پیروی كنند. نكنند نهال خشك میشود شوخی هم ندارد، نه نهال میتواند بگوید مرا رها كن به حال خود، و نه شما كه صاحب نهال هستید میتوانید! چرا؟ قانون قانون تكوین است، قانون قانون عقلائیست عقلانی است. نكنید از بین میرود پولتان هم هدر میشود، زحمتتان هم همه از بین میرود. برای رشد این باید این كار انجام بگیرد.
شخصی كه مریض است و به پزشك مراجعه میكند به صرف رفتن پیش پزشك نمیتواند بسنده كند، پزشك نسخه میدهد عمل به نسخه قانون تكوین است تعبّدی نیست. بگوید من بخاطر شما كه حالا آمدم در خدمتتان به نسخه عمل میكنم. میگوید نمیخواهی نكنی نكن، صاف! میخواهی نكنی نكن. آنوقت شما میآیید عمل میكنید، چرا عمل میكنید؟ جبر تكوین شما را وا میدارد كه به این نسخه عمل كنید میبینید عمل نكنید میمیرید، عمل نكنید كر میشوید، عمل نكنید كور میشوید یك عمر كور میمانید. این قطره را اگر در چشم نریزید كور میشوید، قرنیه میچسبد و دیگر قابل علاج نیست، شبكیه پاره میشود و قابل علاج نیست. اگر مرض قند خود را معالجه نكنید كور میشوید لذا قند نمیخورید فرار میكنید! چرا؟ میدانید چه عواقبی در پی دارد، میدانید به این نبایدها اگر عمل نكنید چه خواهد شد و به این بایدها اگر عمل نكنید چه عواقبی بر شما خواهد آمد این را میگویند قانون تكوین.
قانون تكوین و قانون علل و معلولات و دایره اسباب و مسببات تقلیدی نیست. فطرت بشر و عقل بشر حكم به عمل و اجرای این قوانین را میكند، نكند كور میشود، میمیرد تمام زحمات او از بین میرود و انسان جان خود را میخواهد، محبت دارد محبت به ذات دارد. محبت به استمرار دارد حبّ به استمرار دارد، حبّ به استمرار حیات دارد؛ چون حبّ استمرار حیات را دارد به مقتضیات و قوانین و شرایط او هم تن در میدهد، تن در میدهد. بله یك نفر ممكن است از زندگی سیر بشود خودش را از بالا بیندازد پایین، انتحار كند او یك مطلب دیگری است. اما كسی كه میخواهد زنده بماند، كسی كه میخواهد از تمتّعات دنیا بهرهمند بشود، جبراً خود را ملزم میداند كه به شرایط زیست و شرایط تكوین عمل كند این را میگویند قانون طبیعی.
