
دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى
دیدگاه مكتب عرفان در ارتباط با تكالیف شرعیه و دستورات الهى
27مرحوم آقا این مطلبی را كه نقل میكنم در نوشتهجات (مطلع انوار) ایشان بود، دیشب بر حسب اتفاقمن داشتم همینطور مطالعه میكردم دیدم عجب! این چه مطلب مناسبی است كه با مسئله ما منطبق است و من خدمت رفقا عرض كنم ایشان میفرمودند بعد از وفات مرحوم شیخ انصاری، هفده نفر از شاگردان ایشان كه هركدام خودشان اصلًا به جای مرحوم شیخ بودند از نقطه نظر علمیت و از نقطه نظر تقوا و از نقطه نظر احاطه بر مسائل، اینها اجتماع كردند تا اینكه برای مردم مرجعی را انتخاب كنند. مانند مرحوم میرزا حسن شیرازی بود، میرزا حبیباللَه رشتی بود، مرحوم شیخ عبدالحسین طهرانی ذوالرّیاستین بود، مرحوم حاج میرزا حسین حاج میرزا خلیل بود، مرحوم حاج میرزا حسن طهرانی نجمآبادی بود. اینها از بزرگان شاگردان شیخ انصاری بودند كه هركدام برای خودشان یك كسی بودند. از جمله اینها كه دعوت نكردند مرحوم آقا سید حسین كوهكمرهای بود، كه ایشان در آنجا دارند با اینكه او اعلم از همه اینها بود و او را همرتبه شیخ انصاری میدانستند منتها به خاطر حدّتی كه در برخوردها داشت برای مسئله مرجعیت مناسب ندیدند، یكقدری تند مزاج بود، یكقدری در برخوردها آن حلم و صبر لازم را كه لازمه تصدّی یك همچنین مسئلهای هست آن را نداشت او را دعوت نكردند بقیه را دعوت كردند.
وقتیكه آمدند صحبت بر این شد كه چه كسی این مسئولیت را بپذیرد. همه اتفاق كردند بر مرحوم آقا میرزا حسن طهرانی نجمآبادی و منجمله خود مرحوم میرزای شیرازی تصریح كرد بر اینكه از نقطه نظر علمیت و از نقطه نظر تقوا آقا میرزا حسن طهرانی نجمآبادی از همه اعلم است؛ مرحوم آقا میرزا حسن تأملی كرد و گفت: نه! من لایق این مقام نیستم، گرچه از نقطه نظر علمیت رفقا و دوستان به ما محبت دارند اما آن هوش و ذكاوت و دوراندیشی و سعه صدر و تحمّلی كه در میرزای شیرازی هست و یك مرجع عام باید آن تحمّل را داشته باشد آن در من نیست و من این را از اختصاصات میرزای شیرازی میدانم و ایشان را برای این مسئله واجد شرایط میدانم. ایشان كه این مطلب را میگویند بقیه هم تصدیق میكنند و بالاتّفاق حكم میكنند بر اینكه میرزای شیرازی به مرجعیت برسد.
