حکمت و علت تشریع احکام و دستورات دینی
14افرادی كه در ارتباط با مرحوم پدر ما بودند همانطوری كه عرض كردیم دارای مراتب مختلفی بودند. بعضیها خب آن معاندین را كنار بگذاریم كه چه نحوه با ایشان برخورد كردند و جای بحث این مسائل نیست آن افرادی كه با ایشان حسن نظر داشتند از این قبیل بودند. بعضیها ایشان را یك قدری بالاتر از این میدانستند. یعنی اطاعت از ایشان را در خارج از محدودهی عقلانی و خارج از محدودهی منطقی ساختهی خود و پرداخته خود میدیدند. من با بسیاری از این افراد مثلًا صحبت میكردم یعنی اعتقاد اینها نسبت به مرحوم والد به این كیفیت بود كه ما ایشان را در بیان مسائل صادق میدانیم اگر ایشان به ما بگوید من مصلحت تو را در این میبینم كه الان از این آپارتمان، از این ساختمان خود را پائین بیاندازید و به هلاكت برسانید من انجام میدهم و انجام هم میدادند. نه اینكه دروغ بگویند. یعنی نسبت به ایشان از نقطهی نظر فكری و از نقطهی نظر عقلی آنقدر ایمان داشتند كه میدانستند در قبال این عملی كه انجام میدهند روز قیامت حجّتدارند؛ و یك همچنین شخصی إشراف بر این مسأله دارد امّا همینها نسبت به آنچه را كه عقل آنها نسبت به روابط اجتماعی و نسبت به مسائل اجتماعی با ایشان در تضاد بود عمل نمیكردند! خیلی عجیب است. ببینید، مراتب ایمان را توّجه كنید؛ شخص برای از بین بردن خودش هم حاضر است ها. دیگر بالاتر از این شما چیزی سراغ ندارید؟ انسان خودش را از بین ببرد. شخص در اجرای منویات و اهداف یك بزرگ حاضر است تا این مقدار هم جلو بیاید امّا نسبت به آنچه كه در تضادّ با مسائل اجتماعی اوست نتواند خودش را تطبیق بدهد! این چیست؟ همین جا شما از چهرهها پیداست كه به این تضاد و تناقض نفسی پیمیبرید. این شخص در ایمان خودش كامل نیست، این ناقص است. اگر شما به این مقدار نسبت به قضیه معتقد باشید خب باید تتمّهی این را هم معتقد باشید. این كه نمیشود.

