حکمت و علت تشریع احکام و دستورات دینی
18مرحوم آقا میفرمودند: از نقطهی نظر طولی باید با اختیار و با اكتساب باشد بدون اختیار و بدون اراده، این رشد طولی انجام نخواهد گرفت. بله ابتلائات و امراض و گرفتاریها باعث تصفیه نفس میشود، باعث تذكیه میشود، باعث رفع كدورت و رفع زنگار میشود، اینها همه هست و در روایات هم هست و آثارش را هم انسان میبیند، مشخص است. امّا از نقطه نظر طولی عمل میخواهد. عمل با اختیار. تا بلند نشوی و نماز نخوانی این رشد پیدا نمیشود. تا این عمل را انجام ندهی این رشد پیدا نمیشود و این عمل هم باید بر اساس تفكر صحیح باشد. بر اساس ایمان باید انجام بشود. تا این گذشت محقق نشود رشد برای ما پیدا نمیشود باید این گذشت باشد، تا این ارتباط الهی در ما و در ارتباطات ما حاكم نباشد ما دور خود میچرخیم. ما همینطور دور خود میچرخیم. اینها مسائلی است كه برای خود آنها هم اتفاق افتاده است ها!. در كتاب انوار ملكوت مشاهده كنید نمیدانم در جلّد دوّم است یا اوّل است راجع به آن قضایای مسجد كه ایشان صحبت میكنند این مسائلی را كه ایشان در آنجا بیان كردند در ارتباط با خودشان و خانواده و در ارتباط با خودشان و افرادی كه در مسجد هستند، اینها تمام، مسائل ماست كه بیان میكنند. همه اینها جریاناتی است كه بر ما میگذرد.
اینجا را رفقا مطالعه كنند و دقیقاً این مسائل را در نظر بگیرند و بنا بگذارند بر اینكه امور خود را و كارهای خود را و ارتباطات خود را بر این اساس قرار بدهند. و رفتند و بررسی كردند و انجام دادند و نتیجهاش را هم گرفتند. آنهائی كه رفتند انجام دادند، واقعیت دارد راهی است كه رفته شده آنگاه برای مردم حالا بیان میشود. از پیش خود اینها نیامدند بگویند و همینطور یك چیزی بخوانند آن طرف بروند بالای منبر برای مردم. راهی است كه خودشان رفتند و آثارش را دیدند و به آن رسیدند و مشاهده كردند آنگاه حالا بیان میكنند: بفرمائید این است كه ما رفتیم و به آن رسیدیم شما هم بفرمائید بروید برسید شما هم همین راه را انتخاب كنید، جور دیگری میخواهید انتخاب كنید آن هم بفرمائید پس بنابراین آیه شریفه میفرماید: آنچه كه بر سر ما میآید بواسطهی خودمان هست. در یك آیه دارد: فَلَمَّا أَنْجاهُمْ إِذا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى أَنْفُسِكُمْ یونس، ٢٣ وقتی كه اینها در دریا هستند آن حالت اضطرابی كه برای آنها در دریا بواسطهی امواج ایجاد میشود تعلّق آنها را به علل و عوامل مادّی و فیزیكی كم میكند قطع میكند. دیگر تمام شد قضیه، دیگر مشخص است وضعیت چیست. دیگر فقط یك تعلّق میماند. به عوامل متافیزیكی قرار میگیرد. یعنی آن تعلّقات مادّی همه قطع میشود. تعلّقات معنوی كه به واسطهی قلب و بواسطهی نفس، آن تعلّقات وجود دارد بروز و ظهور میكند، میبیند دیگر مسائل و علل و اسباب مادّی كنار رفته و آنچه را كه حق میپنداشته بطلانش مشخص شده است. یك موج میآید بیست متر چه كار میخواهید بكنید؟ تمام شد، میتوانید دریا را ساكت كنید؟ بله! یك وقت یك كسی میتواند دریا را ساكت كند بكند. میگویند فلان بزرگی داشت در دریا حركت میكرد امواج آمد داشت كشتی غرق میشد همه دست به دامن این شدند آمد كنار دریا ایستاد گفت آرام باش. دریا آرام شد آرام شد. گفتند كه چه شده آقا؟ گفت: یك عمری آن گفت من حرف گوش دادم الان هم من یك دفعه گفتم آن گوش داد.

