حکمت و علت تشریع احکام و دستورات دینی
20خب این مسأله تا این مقدار روشن شد كه خدای متعال نفس انسان و این وجود را به نحوی خلق كرده است كه استعداد برای كمال و استعداد برای ضلال در وجود او قرار داده است. این مسأله به این كیفیت است. بعد در اینجا این اوامر و این نواهی موجب به فعلیت رسیدن آن استعدادات و به فعلیت رسیدن این استعدادات خواهد شد و مسائلی كه مربوط به اوامر و نواهی پروردگار هست اینها یك مسائل تعبدّی نیست. اینها را هم عرض كردیم كه صرفاً انسان مجبور باشد یك زوری را تحمّل كند یك فشاری را تحمّل كند و خود را مقید ببیند كه اگر این عمل را انجام نداده است نتیجه او این خواهد شد خب این معنی ندارد. چرا باید زور باشد؟ چرا باید فشار باشد؟ چرا كسی باید به انسان زور بگوید؟ چرا كسی باید به انسان تحكم كند؟ از اینجا بیرون میآید. امّا اگر ما این دیدگاه خود را تصحیح كردیم و مسائل اطاعت اوامر پروردگار را چه در زمینهی عبادی و چه در زمینهی غیر عبادی، صرفاً دستوراتی است كه برای خود بقاء ما این دستورات را خداوند قرار داده.
در آن جلسه خدمت رفقا گفتم كه ما كه در این دنیا آمدیم اگر به این دید ما نگاه كنیم با این خصوصیاتی كه داریم و با این استعداد و آمادگی كه داریم و با این نتائجی كه میبینیم و با این اهدافی كه در جلو داریم و با آن حقائقی كه مشاهده میكنیم، اگر قرار بود خدای متعال شریعت و دینی برای ما نمیآورد! آنوقت ما در روز قیامت به خدا اعتراض نمیكردیم؟ اعتراض نمیكردیم؟ كارخانهای یك دستگاهی بیرون میدهد كیفیت عملش را در روی كاغذ نمینویسد خب انسان چه كار میكند؟ خب میسوزاند. اگر فلان كارخانه بگوید كه باید فرض كنید من باب مثال برای روشن كردن، این كلید را زد، شما اشتباه بزنید خب دستگاه میسوزد. از برق ضعیف باید استفاده كنید، انسان همان برق قوی را متصل كند خب دستگاه میسوزد. راجع به كیفیت و راهاندازی او اگر دستورالعمل ندهد چه مفاسدی بار میآید؟ اگر انسان در روز قیامت یك وقتی خدا انسان را جور دیگری خلق میكند مانند حیوانات و مانند سائر ... خب آن یك حساب و كتاب جدائی دارد نه همین ما همین ما انسان كه دارای این افكار و این قوّهی عاقله و این خصوصیات و این استعداد برای رسیدن به كمال این مطالبی را كه داریم حالا یا از او مطلّع هستیم یا نیستیم بالاخره روز قیامت كه مطلّع میشویم متوّجه میشویم چه مسائلی بوده و ما خبر نداشتیم متوّجه میشویم چه عوالمی بوده و ما غافل بودیم اگر در روز ...، خدا در اینجا ما را بدون شریعت و بدون دین و بدون راهنما همینطور رها كند. بگوید خودتان میدانید. دیگر بهتر از این نمیشود. نه زوری بالای سر ما هست، نه فشاری، نه تضییقی، هر كسی هر كاری كه دلش میخواهد بكند، همین قدر به همدیگر تعدّی نكنید. هر كاری دلتان میخواهد؛ نماز میخواهید بخوانید، نخوانید، روزه میخواهید بگیرید یا نگیرید، اصلًا من هیچ حكمی را نمیآورم. هیچ مسألهای را من مطرح نمیكنم، هیچ كاری نمیكنم. هیچ، هیچ، هیچ. در روز قیامت كه افكار ما دگرگون میشود و چشم ما باز میشود و ما مطالبی را میبینیم و احساس حسرت و غبن میكنیم آیا جا دارد به خدا اعتراض كنیم یا نه؟ جا دارد دیگر. این یك چیز روشن است. خدا میگوید بابا آنجا نمیخواهد اعتراض كنی، بفرما این هم دین. این كجایش دیگر زور است؟ كجای این قضیه دیگر تحمیل است؟ تو میخواهی به كمال برسی این هم ایندستورات. تو میخواهی به آن فعلیت برسی این هم آن راهی كه برای تو قرار دادیم. منتهی درست باید رفت، آنچنان كه هست باید رفت، نه آنچه را كه هر جا مطرح میشود! این مهم است.

