حکمت و علت تشریع احکام و دستورات دینی
21پس مسائل، اوامر و نواهی ...، این اوامر و نواهی نیست كه از روی فشار باشد بلكه از روی آن مبنای منطقی و صحیحی است كه به مقتضای خلقت انسان آن مبانی مطرح شده. فلهذا مطلبی كه از این مرتبه به مرتبهی دیگر میخواهیم منتقل بشویم این است كه انجام هر دستور از دستورات اسلام و كفّ نفس و پرهیز از هر نهیی از مناهی اسلام یك تأثیر خاص در یك بُعد از وجودی انسان دارد. یعنی اگر شخصی بخواهد مراتب كمالی خود را طی كند و آنها را به فعلیت برساند باید این دستورات را كاملًا اطاعت كند. نه اینكه بعضی از آن را انجام بدهد و بعضی از آن را انجام ندهد! به همان مقداری كه انجام ندهد از آن مراتب فعلیت او كم میآید و این مسأله نیاز به یك بحث دیگری دارد.
كه تصور میكنم رفقا به اندازه كافی خسته شدهاند البتّه خود من هم خسته شدم. انشاءالل ه برای جلسهی بعد راجع به این مسأله میپردازیم كه چطور احكام و نواهی اسلام ارتباط مستقیم با شاكلهی وجودی ما دارد. نه اینكه یك مسائل مندرآری و طبق نظر معتضله یا اشاعره كه قائل به این هستند كه: خدای متعال مصلحتش بر این تعلّق گرفته، كه این نحوه اوامر را بر مردم القاء كند، این نحوه تشریع را القاء كند، میتوانست جور دیگری بگوید، میتوانست یك نحوهی دیگر بگوید، میتوانست سهلتر بگیرد، میتوانست مطالب را عوض بكند، چون خدا گفته خب ما هم مجبوریم بر اینكه اطاعت كنیم، امّا یك ارتباط منطقی بین عمل انسان و بین خصوصیات نفس انسان و كمال انسان وجود ندارد! خدا گفته این كار را بكن، میكنیم. خدا گفته نماز صبح دو ركعت است، میگوییم دو ركعت است. خدا گفته نماز چهارركعت است، چهار ركعت است. حجّ را اینطور انجام بده انجام میدهیم.
انشاءالل ه در جلسهی بعد بعضی از مسائلی را كه از بزرگان رسیده و به اسرار این عبادات مربوط میشود خدمت رفقا عرض میكنیم.

