حکمت و علت تشریع احکام و دستورات دینی
2أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
امام صادق علیهالسّلام در حدیث عنوان بصری فرمودند: كه عبد باید اشتغالش به اوامر و نواهی پروردگار باشد. یعنی تمام دائرهی فعالیت او را همین مسأله اشتغال به اطاعت اوامر و نواهی الهی تشكیل بدهد، و از این محدوده پا را فراتر نگذارد و به دلخواه و سلیقهی خود كم یا زیاد نكند. و در وهلهی اوّل قبل از اینكه دواعی نفسانی بتواند در مسیر تفكر او خللی ایجاد كند و قبل از اینكه دواعی نفسانی و خارجی آن خُلَل و فُرَج ذهن او را در انجام یك كاری بگیرد، قبل از این مرتبه، فكر و ذهن خود را متوّجه اوامر و نواهی پروردگار كند كه او چه میخواهد؟ اوچه انتظاری در این مورد دارد؛ او چه توقّعی در این مسأله از ما دارد؟
راجع به این فقره عرض شد كه فقرهی بسیار پر محتوائی است، مانند سائر فقرات، و در ابعاد مختلف این فقره میتواند مورد بررسی قرار بگیرد در جلسهی گذشته راجع به این مسأله صحبت شد كه نیاز انسان به اطاعت از اوامر پروردگار چیست؟
مسألهای مطرح شد بر اینكه امروزه برداشت مردم از مسائل عبادات و تكالیف یك برداشت تقلیدی و تعبدّی است. یعنی خدای متعال انسانهائی را كه خلق كرده است آنها را ملزم كرده بر اینكه بر طبق مسائلی كه از طرف افرادی مانند خود آنها در كیفیت تفكر و در انتخاب طریق از آنها تعبداً و بدون دلیل مطالبی را قبول كنند.
طبعًا پذیرش این مطالب برای بسیاری مشكل مینماید. لذا در مقام ردّ و رفض این مسأله، اینطور مطرح میكنند كه: این مسائل مربوط به گذشته است؛ امروزه فكر و عقل بواسطهی ترقّیات و رشدی كه كرده میتواند راههای بهتر و ایدهها و مبانی بهتری را نسبت به آن چه كه قبلًا مطرح شده مطرح كند. بنابراین هیچ الزامی بر تعهّد و قبول مطالبی كه در گذشته بیان شده نیست و به چه دلیل انسان باید یك سری مطالبی را طوطیوار بپذیرد؟ به چه دلیل انسان باید خود را مقید كند كه آنچه را كه در هزار و چهارصد سال پیش بر یك پیغمبری آن هم در یك كشور دیگری نازل شده است این را ما بعد از هزار و چهارصد سال قبول كنیم؟ بالاخره هزار وچهارصد سال گذشته، از مسائل تغییرات مختلفی دیده شده، انسانها دارای افكار مختلفی شدند، رشد و شكوفائی علمی بطور محسوسی امروزه مطالب گذشته را دستخوش تغییرات جدّی قرار داده است. طبعاً در این زمینه مسائل اعتقادی هم از این تغییر و تحولات نمیتواند مستثنی باشد.

