
حکمت و علت تشریع احکام و دستورات دینی
ديدگاه مكتب عرفان در ارتباط با امتثال تكاليف و دستورات الهی. شرح فقره: : و جملة اشتغاله فيما امره تعالي به و نهاه عنه. 1 امروزه ديدگاه غالب افراد در انجام تكاليف و عبادات بر اساس تقليد و تعبد ميباشد 2 ذكر برخي از توجيهات سخيف در بيان حكمت و علت تكاليف و احكام ديني 3 در صورتي كه انسان ديدگاه و نگرش خود را در انجام تكاليف عبادي و دستورات ديني تصحيح كند دو تحول شگرف در وجود او پديد ميآيد 4 تفسير آيات 7 و 8 و 9 سورۀ مباركه يونس: انَّ الذين لا يرجون لقاءنا و رضوا بالحيوة الدنيا... 5 كيفيت تعامل و ارتباط با پروردگار متعال با انسان بر چه پايه و اساسي ميباشد 6 هر يك از افراد داراي فطرت الهي بوده و در اثر عدم اصغاء به نداء باطني آن و پيروي از اهواء و آراء نفسيه در وادي ظلالت و گمراهي داخل ميشوند 7 مرحوم علّامه طهراني ميفرمودند: ابتلاءات و امراضي كه براي افراد پيدا ميشود زنگارها و كدورتهاي ایشان را برطرف می کند اما باعث رشد و ترقي آنها در مسير تكامل نميشود 8 به هر ميزان كه نور ايمان در دل انسان روشن شده باشد به همان ميزان مورد لطف و هدايت پروردگار و اولياء الهي واقع خواهد شد 9 بيان ابعاد مختلف شخصيت علمي و عرفاني مرحوم علّامه طهراني 10 به عقيده بسياري از صاحبنظران امور سياسي، تنها فردي از روحانيت که مباني سياسي او بايد مورد توجه قرار بگيرد مرحوم علّامه طهراني رضوان اللَه عليه ميباشد
حکمت و علت تشریع احکام و دستورات دینی
5چرا اینطور هست؟ چرا خدای متعال میفرماید: بِما كانُوا يَكْسِبُونَ؟ به جهت این است كه خدای متعال كه (با كسی) حقد و كینه ندارد. خدای متعال كه با كسی مسألهای ندارد. مسائلِ حقد و كینه و حساب و كتاب، مال بشر روی زمین است، مال انسانهائی است كه این انسانها در نفس هستند و مسائل را از دیدگاه نفس نگاه میكنند.
میخواهد به یك مقامی برسد میبیند آن شخص آمد كارهائی را انجام داد و رو دست این زد و او رسید، كینهی او در دل او پرورش پیدا میكند. در مقام برمیآید. شروع میكند مسائلی را بوجود آوردن. میخواهد به فلان منفعت برسد میبیند شخصی آمد از گرد راه و آن منفعت و آن مصلحت را برای خود برداشت، برای مقابلهی با او در مقام برمیآید. مطلبی را از دست میدهد بر انجام او غصّه میخورد و ناراحتی او را وادار میكند برای اینكه در مقام بربیاید.
تمام اینها و آنچه را كه ما فعلًا در جوامع بشری مشاهده میكنیم همه از همین قبیل است. یعنی ارتباطات بر اساس حبّ و بغضهای نفسانی است. در این دنیا كسی برای خاطر خدا حبّ و بغض ندارد. در این دنیائی كه ما داریم مشاهده میكنیم به خاطر خدا و جدای از مسائل نفسانی، كسی با كسی ارتباط ندارد؛ چون او به من آن روز سلام كرد امروز من هم به او سلام میكنم. چون در فلان مجلس او جلوی من بلند نشد من هم در این مجلس برای او بلند نمیشوم. چون در آن وقت من به او مراجعه كردم و مراجعه مرا بیپاسخ گذاشت امروز كه او به من نیازمند است من هم پاسخ او را نمیدهم. این چون چونها همین است كه میبینیم در دنیای امروز دارد دنیا را میگرداند.
پس دنیای امروز بر اساس جهل حركت میكند نه بر اساس منطق. چند نفر را شما در همین ایران سراغدارید كه اگر یك روز به آنها بیاحترامی كردید روز دوّم با آغوش باز از شما استقبال كند چند نفر؟ بیایید به من نشان بدهید. چند نفر را ما سراغ داریم كه اینها حركتشان، رفت و آمدشان جدای از ارتباطات نفسانی باشد چند نفر را سراغ دارید؟ چند نفر را ما میشناسیم؟ چند نفر را میشناسیم كه در كارها و اعمال خودشان این كلام امام صادق علیهالسّلام را قبل از آنكه به مسائل نفسانی مطلب گرفتار بشود مورد عمل قرار میدهند. قبل از اینكه در دایرهی نفس این قضیه بگنجد، این را مورد عمل قرار میدهند؟ چند نفر؟ خب واقعاً ...
