
نحوۀ ارتباط و کیفیت تأثیر نفس و عمل انسان بر یکدیگر
كيفيت تأثير اعمال و رفتار انسانها بر نفس و روح آنها. شرح فقره: : و جملة اشتغاله فيما امره تعالي به و نهاه عنه. 1 هر يك از اعمالي را كه انسان در مقام عبوديت پروردگار انجام ميدهد يك اثر نفساني بر روح و ضمير او به جاي ميگذارد 2 اختلاف و تفاوت افراد در كيفيت وجود ظاهري و خصوصيات باطني از نحوۀ اتصال نفس به برزخ و مثال و ملكوت 3 ذكر برخي از قضايا در ارتباط با نحوۀ اتصال افراد با عالم مثال و اخبار از بعضي امور راجع به آينده 4 اختلاف مراتب افراد در نحوۀ اتصال با عالم مثال و ملكوت سفلی و كثرت مكاشفات باطني دليل بر ارتقاء و رشد روحي و نفسي ايشان نميباشد 5 از جمله خطرات مهم در نداشتن استاد خبير و كامل در راه سير و سلوك الهي اطلاع بر بعضي از مسائل عالم مثال و برزخ و ترتيب اثر دادن بر اساس آنها ميباشد 6 گمراهي يكي از اساتيد معروف اخلاق به واسطۀ مكاشفات شيطاني و نداشتن استاد خبير و كامل الهي 7 ذكر حكايتي از مرحوم علّامه طهراني مبني بر كيفيت تربيت ظريف و دقيق ايشان نسبت به افراد 8 هر يك از نيات و خطورات ذهني و اعمال انسانها در كيفيت حركت ايشان به سمت پروردگار و به دست آوردن توفيقات و سلب آنها نقش بسزايي دارند 9 عدم اطلاع و آگاهي افراد از تأثير اعمال و تكاليف عبادي بر روي نفس خويش 10 ذكر حكايتي مبني بر چگونگي تأثير اعمال و رفتار انسانها در ارتقاء و انحطاط مراتب كمالي ايشان 11 در راه سير و سلوك الهي قلّت مشاهدات باطنيه موجب تقويت قواي عقلاني و كمتر در معرض موانع و خطرات قرار گرفتن ميباشد 12 اولياء و بزرگان راه عرفان مسأله سير و سلوك راه پروردگار را به مسألۀ حفر کردن زمين براي به دست آوردن آب تشبيه ميكردند
نحوۀ ارتباط و کیفیت تأثیر نفس و عمل انسان بر یکدیگر
10لذا بسیاری از افراد در ارتباط با بنده راجع به این مسئله سؤال كردند فرض كنید كه چرا ما كم مشاهده میكنیم؟ چرا مطلب اینطور است؟ در فلانجا بودیم اینطور میدیدیم، وقتیكه مراجعت كردیم دیگر این فیوضات از ما گرفته شد. در آنجا دارای یك همچنین مسائلی بودیم، یك همچنین حالاتی داشتیم، الان فرق كرده است. هیچكدام اینها دلیل بر رشد نیست مگر اینكه مشاهدات انسان از طریق صوری و تصویر به مشاهدات معنا برسد كه از او تعبیر به مشاهدات روحانی و یا مشاهدات بدون صورت و یا مشاهدات عقلانی میشود. در آنجا آن مشاهدات موجب نزول و هبوط نیست. لذا بسیاری از افراد در این مطلب گیر هستند.
اعمالی را كه انسان انجام میدهد قطعا و بهطور یقین و متأكد، هر عملی آن اثر خاص به خود را كه به واسطه آن اثر خدای متعال الزام كرده، بر نفس انسان باقی میگذارد. اما این دلیل نمیشود بر اینكه انسان آن اثر را مشاهده كند، این دلیل نمیشود بر اینكه انسان آن اثر را ببیند. چرا؟ چون اثر یك اثر نفسانی است و نفس دارای مراتب مختلف ملكوت و برزخ و مثال و بالاتر است. ارتباط انسان با آن عوالم، موجب بروز و ظهور این اثر در آن عالم و آن مرتبه است. اگر انسان به واسطه خصوصیت شاكلهای و خصوصیت جنبههای نفسانی كه دارد، ارتباط او با آن عوالم برزخ و مثال كم باشد كه این دلیل بر نقص نیست نمیتواند به این زودی زود آن آثار را در درون خود بفهمد. بله، كسی كه خبیر باشد تشخیص میدهد كه این عمل الان در این، اثر گذاشته یا نگذاشته است. كسی كه وارد باشد متوجه میشود الان در چه مرتبهای هست، این چه آثاری برایش مترتب است. و بسیاری از مسائل از اینجا نشأت میگیرد؛ توفیقاتی را كه انسان پیدا میكند، خود انسان خبر ندارد كه این توفیقی كه الان پیدا شد برای چیست؟ برای آن كاری است كه دیروز كرده، یا اینكه به عكس، اگر خطایی انجام بدهد یك توفیقی از او فوت خواهد شد، علتش را نمیتواند پیدا كند. این به واسطه آن خطایی است كه كرده است. حتی یك خطور خطا و از روی اشتباه موجب میشود كه سلب توفیق از بیداری شب از انسان بشود. بارها این مطلب را بزرگان فرمودهاند؛ یك خطور، این قدر اثر میگذارد! چه برسد به اینكه انسان به كارهای خلاف و خطا و بدون توجه بخواهد بپردازد، آنها چه خواهند كرد؟!
