نحوۀ ارتباط و کیفیت تأثیر نفس و عمل انسان بر یکدیگر
15این اتومبیل یك تن وزن دارد، این قطعه ده گرم هم وزن ندارد، قطعه را برمیداریم این یك تن میخوابد! همین یك قطعه كوچك كه برداشته میشود دیگر یك تن بلافایده میشود، آهن میشود. كارهایی را كه انسان انجام میدهد تمام این كارها روی مسائل و توفیقاتی كه بعد میخواهد اتفاق بیافتد، بدانیم یا ندانیم اثر مستقیم و غیرقابل انكاری دارد. اگر تا حالا نمیدانستید از حالا دیگر بدانید! یعنی یك خطوری كه به ذهن ما میآید آن خطور در توفیقی كه باید برای ما پیدا بشود یا سلب توفیقی كه باید از ما بشود اثر دارد! یك تو گفتن اثر دارد، یك بیاحترامی اثر دارد، یك آزردن مؤمن اثر دارد، خلاف یك عمل، عمل كردن اثر دارد.
آنقدر این عالم، عالم دقیقی است. مگر مرحوم آقا در كتابشان ندارند؟ نمیدانم در كتاب روح مجرد است یا انوار ملكوت؟ داستانی كه یك شخصی دیده بود ایشان حالشان خوب نیست كه رفته بود دعا كرده بود. در انوار ملكوت است؟ من اینطور به نظرم میرسد ظاهراً هنوز ازعراق مراجعت نكرده بودند، با استادشان مرحوم آقای حداد و با بعضی از دوستان و شاگردانی كه با ایشان حشر و نشر داشتند ارتباط داشتند. میفرمودند: یك روز من در بغداد داشتم حركت میكردم فرزندم اخوی بزرگتر از ما كه در آنموقع دو سه ساله بود دستم بود، او یك چیزی خواست و نمیخواستم به او بدهم، محكم زدم روی دستش گریه كرد و مسئله تمام شد. بعد از یكی دو روز كه یكی از دوستانشان را دیده بودند میگفتند: فلانی، دو روز پیش دیدم در فلان وقت در فلان ساعت، یك مرتبه تو در آسمان چهارم بودی به زمین سقوط كردی! چكار كردی؟! همان دقیقه! میگفت: تا دیدم شما اینطور شدی رفتم در حرم حضرت ابوالفضل یا سیدالشهدا در آنجا بودم، دعا كردم خدا حالت را برگرداند.
یعنی یك خلاف! خُب بچه گریه میكند كه گریه میكند، چرا انسان باید اینطور بكند؟! چرا انسان باید این برخورد را بكند؟! به نحو دیگر و بهطور دیگر با لطافت و با ظرافت میتواند او را منصرف كند. ما میگوییم آقا یك بچه دو سه ساله است، عیب ندارد، یكی بزن تو سرش آرام میشود، ساكت میشود برود! نه آقا! یعنی چه بزن توسرش؟! این بنده خداست! این امانت خداست! این حرفها چیست؟! هر كسی برای خودش حسابی دارد، هر كسی برای خودش كتابی دارد. حالا به خاطر اینكه فرزند شما شده هر كاری را میتوانید بكنید؟! حالا چون این زن عیال شما شده هر ظلمی را میتوانی روا داری؟! نه! اینطور نیست! این هم كه دیگر شعبده نبود چشم بندی كه نیست، میگوید پریروز كه در بغداد داشتی میرفتی چكار میكردی؟ حالا او میداند، آن كسی كه او را میبیند، میداند منتها نمیخواهد ... من دیدیم تو در آسمان چهارم هستی یك مرتبه نزول كردی و زمین خوردی! چكار كردی؟! یك عمل ساده، یك عمل كوچك، یك خطا كه اصلًا همه ما تعجب میكنیم این هم اصلا چیزی هست؟! خیلی مهم است آقا! خیلی باید مواظب خودمان باشیم، خیلی مواظب حركات خودمان باشیم، خیلی مواظب سكنات باشیم.

