
كیفیت تأثیر اعمال و رفتار انسان بر نفس و ملكوت او
كیفیت تأثیر اعمال و رفتار انسان بر نفس و ملكوت او
21اینها را انجام بدهد. اثراتی كه این اعمال در انسان دارند ... همانطوری كه اینها یك اثرات تكوینی عادی ومادی و فیزیكی دارند ... این عملی را كه انسان انجام میدهد یك اثری در وجود انسان دارد، این غذایی را كه انسان میخورد یك اثر فیزیكی در وجود انسان دارد. حالا یااین اثرش موجب رشد بدن هست یا موجب ضعف بدن. یك اثر متافیزیكی هم اینها دارند كه آن بر روح و بر جان و بر آن كیفیت مثالی و ملكوتی انسان ... غذایی را كه انسان میخورد یك اثر دارد، آن اثر، اثر ظاهری است، آن گرسنگی را بر طرف میكند، سلولها را تغذیه میكند، انسان را رشد میدهد، این یك اثر. این غذا، چه غذا از راه حلال باشد، این اثر در آن پیدا میشود، از راه حرام هم باشد، این اثر را دارد. آب غصبی، انسان آن آب را بخورد تشنگی او بر طرف میشود، چه این آب، آب حرام باشد یا آب حلال باشد، تفاوت نمی كند. غذایی را كه انسان بخورد آن غذا یك اثری دارد، چه از راه حلال باشد، چه از راه حرام باشد. در این مسئله اش فرقی نمی كند، صحبت در اثر دیگر است. آن اثر متافیزیكی و ماوراء طبیعه بودن وتأثراتی كه نفس انسان از این میپذیرد و اثراتی كه ملكوت انسان بواسطه این پیدا میكند، این آن چیزی است كه ما را نیازمند راهبر و نیازمند پیامبر و امام كرده است و إلّا مسائل ظاهری كه روشن است. قضایای ظاهری را كه انسان میفهمد. این برای ما یا ضرر دارد یا خیر دارد، این را كه انسان میفهمد، متوجه است. میگویند آقا خیلی از این مطالب را نمی فهمیم. خوب برای آنچه را كه نمی فهمیم خدا پیامبر فرستاده است، اگر ما میفهمیدیم كه نیاز به پیامبر نداشتیم! میگویند آقا ما این مطالب را درك نمی كنیم، این مطالب را نمی فهمیم، خوب اگر میفهمیدیم كه نیاز به راهبر نداشتیم! مثل اینكه بگوییم خود پیامبر نیاز به پیامبر دارد، خود امام زمان علیهالسّلام نیاز به یك امام دیگر دارد. امام علیهالسّلام كه همه مسائل برای او مكشوف است دیگر نیاز به كه دارد؟! امام علیهالسّلام كه همه قضایا برای او روشن است او نیاز به كه دارد؟ ما چون قضایا برایمان مخفی است نیاز به امام داریم. ما نیاز به راهبر داریم، ما نیاز به پیامبر داریم، ما نیاز به ولی داریم، چون مسائل برای ما مخفی است. حالا اگر قضایا هم برای ما روشن میشد، روشن میشد كه دیگر احتیاجی به پیامبر نبود. پس اصلًا این فلسفه دین برای جهالت ماست، چون ما جاهلیم! اگر جاهل نبودیم دیگر دین برای ما نبود، ما خودمان میدانستیم چه میكنیم، ما خود میدانستیم كه چه عملی را انجام بدهیم و چه چیزی را ترك بكنیم.
