اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

انسان به‌واسطۀ انقیاد و متابعت از حق مظهر جمیع اسماء و صفات الهی می شود

0
عنوان بصری
عنوان بصری
جلسات

ديدگاه مكتب عرفان در ارتباط با امتثال تكاليف و دستورات الهی شرح فقره: و جملة اشتغاله فيما امره تعالي به و نهاه عنه 1 اساس حركت انسان در اين دنيا مبتني بر توجه داشتن به چگونگي تأثير افعال و تخيلات و نيّات افراد بر روي نفس و روح ايشان مي‌باشد 2 در نظام عالم تكوين ميان اعمال و نيات افراد و تأثير آنها بر روي نفس و ملكوت آنها ارتباط عميق و تنگاتنگي وجود دارد 3 حقيقت نفس انسان عبارت است از پديده‌اي كه واجد جميع صفات كليه جماليه و جلاليه پروردگار به نحو اجمال مي‌باشد که به صورت اختلاف سعه‌هاي وجودي افراد ظهور پيدا مي‌كند 4 انسان جامع همه اسماء و صفات كليه‌اي مي‌باشد كه در وجود پروردگار متعال تحقق دارد 5 اختلاف مراتب ائمه اطهار و اولياء الهي بر اساس اختلاف سعه‌هاي وجودی ايشان نسبت به تلقي حقيقت نزول فيض اسماء و صفات كليه پروردگار مي‌باشد 6 ظهور و به فعليت رسيدن اسماء و صفات كليه پروردگار در وجود انسان مرهون مجاهدۀ بليغ و تربيت صحيح نفس و رسيدن به مقام عبوديت است 7 آنچه موجب رشد و كمال انسان مي‌شود انقياد در مقابل حق و متابعت از آن مي‌باشد نه صرفاً انجام ظاهري تكاليف 8 انحراف اهل تسنن از سنت پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم و مخالفت ايشان از پذيرش حق 9 سيره و زندگي اميرالمؤمنين عليه السلام براي همه افراد در همۀ زمان‌ها الگو و اسوۀ بي‌بديل مي‌باشد 10 توضيحي راجع به كيفيت اراده و تصرفات پروردگار متعال بر اساس آيه: الا له الخلق و الأمر 11 بر اساس آيه 30 سوره مبارکه روم حقيقت دين و اوامر تشريعي پروردگار بر اساس تكوين و منطبق بر آن است 12 بيان وجه و علتِ عدم جواز تمسك و تديّن به دين يهوديت و نصرانيت پس از اسلام

انسان به‌واسطۀ انقیاد و متابعت از حق مظهر جمیع اسماء و صفات الهی می شود

6
  • از آن طرف این كم دیده شده رسول خدا عصبانی بشوند و ناراحتی‌شان به آن حدّ اعلا برسد ولی راجع به امیرالمؤمنین این قضیه اتفاقاً زیاد هم دیده می‌شد اینها اخلاقی بوده كه هر كدام از اینها داشتند حضرت سجّاد نه اهل این حرفها نبودند در یك عالم دیگر، در یك نحوه دیگری بودند، امام صادق به یك كیفیت دیگری بودند، امام عسگری علیه‌السّلام هر كدام از دیگری اینها دارای یك نوع بروز و ظهور پروردگار بودند در این مقام كثرت و در عالم نفس و در عالم دنیا با توجّه به اینكه تمام آنها آن ابزار لازم برای تربیت در عالم وجود را همه در اختیار داشتند كل یومٍ هو فی شأن این مسئله مسئله جمع صفات كمالیه پروردگار است در وجود انسان حالا آیا این صفات پروردگار و صفات كمالیه آیا به مرتبه بروز و به مرتبه فعلیت رسیده یا نه این احتیاج به عمل و كار و مراقبه و تربیت دارد تا انسان این نفس را در مقام تربیت همانطور كه گفته شده و دستور داده شده در نیاورد این صفات به همان كیفیت خودش در نفس انسان باقی می‌ماند و یك پرده‌ای روی آنها را گرفته نمی‌گذارد كه اینها به مرتبه فعلیت برسند شصت سال كه سهل است اگر شش هزار سال هم انسان عمر كند به اندازه یك قدم نمی‌تواند بردارد. 

  • بله! ممكن است فرد خوبی باشد اهل نماز باشد اهل روزه باشد اهل انفاق باشد و در یك محدوده ولی در همان مرتبه و محدودیت‌این مسئله در آنجا قرار می‌گیرد اضافه بر آن مقدار دیگر شخص رشد ندارد لذا در قرآن كریم افراد به طبقات مختلفی تقسیم شدند افراد اصحاب شِمال داریم، افراد ضالین داریم، كفار داریم، مُخَلّد داریم، افرادی كه وضعیت آنها در آن دنیا بسیار وضعیت ناگواری است رحمت پروردگار نسبت به آنها بسیار بعید است و آنها افرادی هستند كه در مراتب نفس آمدند و در آن ادنی مراتب خودشان را محبوس كردند و نگذاشتند كه در مقام اطاعت و مقام فعلیت و در مقام اطاعت بر بیایند نگذاشتند اینطور بشود واقعاً عجیب است وقتی كه انسان در احوال این اهل تسنن وقتی كه مطالعه می‌كند و تفكّر می‌كند با خود فكر می‌كند آخر این بشر چطور می‌شود به یك مرتبه‌ای برسد نماز را می‌خواند همین نماز را می‌خواند با قرائت هم می‌خواند با صوت بسیار قشنگ و دلنشین هم می‌خواند تجوید را هم خیلی رعایت می‌كند در همه اوقات خمسه و در اوقات خودش رعایت می‌كند بسیار هم بر این مسئله اهتمام دارد درست، امّا وقتی كه مسئله به حقّ و به اعتراف به حقّ می‌رسد چنان در مقابل این قضیه می‌ایستد و درها را به روی خود می‌بندد كه ابداً روزنه‌ای برای ورود نور به دریچه قلب خود باقی نمی‌گذارد این چه جور می‌شود انسان كه فرض كنید اینطور بشود؟ این اهل تسننی كه فرض كنید انسان می‌بینید موقع ظهر تمام دكانها را می‌بندند می‌روند برای نماز بعد دوباره بر می‌گردند دوباره دوساعت بعد دوباره می‌روند دوباره برمی‌گردند دوباره موقع غروب می‌روند دوباره بر می‌گردند موقع عشا می‌روند موقع نصف شب می‌آیند صبح می‌آیند این شوخی نیست خوب چه قدر آدم هی برود، بیاید؟ این چه انگیزه‌ای الان در این وجود دارد؟ و می‌آید و شروع می‌كند و به نماز خواندن امّا همین كه انسان با او صحبت می‌كند و می‌خواهد یك مطلبی را بگوید كه آن مطلب با عقیده او مخالف است و از روی دلیل هم می‌خواهد بگوید از روی برهان هم می‌خواهد بگوید مطالبی كه در خود آنها وجود دارد چنان در مقابل انسان می‌ایستند و قبول نمی‌كنند و آماده گوش كردن نیستند می‌گوییم آقا پس آن نمازت چیست این كارت چیست؟ درست، اینجا معلوم می‌شودكه اینها همه بی‌خود است و همه كشك است آنچه كه موجب عبور انسان است آن مقام انقیاد و مقام اطاعت است مقام انقیاد و مقام قبول است یك وقت من با یكی از همین افراد در وقتی كه مشرّف شده بودیم با شخصی بود جز معلّمین آنها بود راجع به این قضیه صحبت كردیم رسیدم به اینجا به اینجا رسیدیم گفتم شما هزار و چهارصد سال است دارید این كار را انجام می‌دهید الان یك كاری شما بیایید بكنید شما الان این هزارو چهارصد سال را كنار بگذارید بیایید در زمان پیغمبر ببینید پیغمبر چه می‌كرد این هزار و چهارصد سال را بگذارید كنار مگر شما نمی‌گویید ما دنبال پیغمبر هستیم مگر در نمازتان اشهد انّ محمّد رسول الله مگر نمی‌گویید همانطوری كه شیعه هم می‌گفت دیگر خوب اینكه شما شهادت به رسالت می‌دهید فقط به زبان شهادت می‌دهید یا واقعاً هم دلتان بر این مسئله شهادت می‌دهد؟ نمی‌تواند بگوید این هزار و چهارصد سال را شما بگذارید كنار ما هم می‌گذاریم كنار هم شما بگذارید كنار هم ما فرض می‌كنیم كه آقا ما اصلًا ائمّه نداشتیم خیال شما راحت شد اصلًا ما دوازده امام نداریم بسیار خوب دیگر بیش از این دیگر شما از ما چه می‌خواهید؟ خلیفه هم همان خلیفه سه تایی كه خودتان قبول دارید امیرالمؤمنین را اصلًا ما جز خلفا نمی‌آوریم این را كه حالا شما هم می‌آورید حالا ما او را هم نمی‌آوریم این امتیاز را هم بدهیم به شما ما می‌رویم زمان پیغمبر ولی بشرطی كه درست بیایید برویم زمان پیغمبر ببینیم پیغمبر چه نمازی می‌خواند هم شما هم ما آن نماز را بخوانیم می‌گفتند نه چرا نه؟ خوب این چه حسابی است چرا نه؟ چرا شما نباید دست از فرض بكنید كه بعضی از فقراتی كه در اذان گفته نمی‌شود چرا نباید دست بردارید؟ چرا نباید شما دست از آن تحریفی كه در اذان شده برندارید؟ چرا؟