
مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال (۲)
مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال. شرح فقره: فاذا لم یر العبد لنفسه فیما خوله اللَه تعلی ملکا هان علیه الانفاق فیما امره اللَه تعالی ان ینفق فیه. 1 از جمله مراتب انفاق، انفاق مال ميباشد نسبت به مواردي كه خداوند متعال به آن امر كرده است 2 پرداخت خمس به سادات در صورتي مبرء ذمه ميباشد كه به دستور مجتهد و همراه با اظهار خمس بودن آن به فرد مورد نظر داده شود 3 در مكتب عرفان و ديدگاه اولياء الهي كم و زياد بودن مال ملاك نميباشد بلكه نحوۀ تعلق انسان به آن مورد اهميت ميباشد 4 در مقام توحيد و مقام عزت و كبريائيت خداوند متعال ميان پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله وسلم و ديگر افراد هيچگونه تفاوتي نميباشد 5 آشکارشدن مظلوميت اميرالمؤمنين عليه السلام در جريان به شهادت رسيدن همسر خويش و ازدواج اجباری ام كلثوم دختر اميرالمؤمنين عليه السلام با عمر 6 امام صادق عليه السلام مي فرمايند: اگر عبد در مقام عبوديت باشد حكومت بر جان و بدن خويش را بر اساس موازين عقلي و شرعي بايد به خداوند متعال تفويض كند 7 در مسأله انفاق جان، انسان بايد بر اساس تكليف عمل نموده و از مسير تعادل به افراط و تفريط كشيده نشود 8 نافرماني و سرپيچي هشام بن حكم از دستور موسي بن جعفر عليه السلام مبني بر تقيّه كردن در بيان مقام امامت و ولايت 9 حقيقت اسلام در مبارزه و خروج بر ظالمين و ستمكاران خلاصه نميشود 10 كجانديشي و توهم نادرست برخي از علماء مبني بر اينكه ابوحنيفه از مفاخر اسلام به شمار ميآيد 11 در مكتب تشيع اطاعت و تبعيت از امام معصوم عليه السلام در شرايط مختلف مهمترين اصل به شمار ميرود 12 آنچه وظيفه سالك الهي به شمار ميرود عمل بر اساس تكليف و وظيفه به دستور و امر ولي كامل الهي ميباشد 13 انجام عمل واحد براي يك شخص موجب رسيدن به درجۀ شهادت و رضوان الهي و براي فرد ديگر موجب خسران و غضب الهي ميشود 14 كيفيت نفوذ دقيق و ظريف شيطان در نفس و نيت افراد در هنگام انجام تكاليف و دستورات الهي
مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال (۲)
توضیحات:
مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال. شرح فقره: فاذا لم یر العبد لنفسه فیما خوله اللَه تعلی ملکا هان علیه الانفاق فیما امره اللَه تعالی ان ینفق فیه. 1 از جمله مراتب انفاق، انفاق مال ميباشد نسبت به مواردي كه خداوند متعال به آن امر كرده است 2 پرداخت خمس به سادات در صورتي مبرء ذمه ميباشد كه به دستور مجتهد و همراه با اظهار خمس بودن آن به فرد مورد نظر داده شود 3 در مكتب عرفان و ديدگاه اولياء الهي كم و زياد بودن مال ملاك نميباشد بلكه نحوۀ تعلق انسان به آن مورد اهميت ميباشد 4 در مقام توحيد و مقام عزت و كبريائيت خداوند متعال ميان پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله وسلم و ديگر افراد هيچگونه تفاوتي نميباشد 5 آشکارشدن مظلوميت اميرالمؤمنين عليه السلام در جريان به شهادت رسيدن همسر خويش و ازدواج اجباری ام كلثوم دختر اميرالمؤمنين عليه السلام با عمر 6 امام صادق عليه السلام مي فرمايند: اگر عبد در مقام عبوديت باشد حكومت بر جان و بدن خويش را بر اساس موازين عقلي و شرعي بايد به خداوند متعال تفويض كند 7 در مسأله انفاق جان، انسان بايد بر اساس تكليف عمل نموده و از مسير تعادل به افراط و تفريط كشيده نشود 8 نافرماني و سرپيچي هشام بن حكم از دستور موسي بن جعفر عليه السلام مبني بر تقيّه كردن در بيان مقام امامت و ولايت 9 حقيقت اسلام در مبارزه و خروج بر ظالمين و ستمكاران خلاصه نميشود 10 كجانديشي و توهم نادرست برخي از علماء مبني بر اينكه ابوحنيفه از مفاخر اسلام به شمار ميآيد 11 در مكتب تشيع اطاعت و تبعيت از امام معصوم عليه السلام در شرايط مختلف مهمترين اصل به شمار ميرود 12 آنچه وظيفه سالك الهي به شمار ميرود عمل بر اساس تكليف و وظيفه به دستور و امر ولي كامل الهي ميباشد 13 انجام عمل واحد براي يك شخص موجب رسيدن به درجۀ شهادت و رضوان الهي و براي فرد ديگر موجب خسران و غضب الهي ميشود 14 كيفيت نفوذ دقيق و ظريف شيطان در نفس و نيت افراد در هنگام انجام تكاليف و دستورات الهي
مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال (۲)
20ببینید این دیگر چه عالیه؟ به دستور .... او می داند چه كار می كند، او می گوید این را من می اندازم تو دهن این، این را می اندازم تو فكرش كه فردا موسی بن جعفر را بیاندازند توی زندان، شیطان می داند خیال نكنید، قشنگ می داند.
الآن من به این می گویم برو تو این مجلس، برو لو بده، برو بكوبش، برومحكومش كن، فردا من برای شیعیان گرفتاری در ست می كنم، شیطان طبق بر نامه و طبق همان مسیری كه ... بله این هم از قدرت های خداست دیگر، قرار داده دیگر، بالاخره تا اینجا ... دارد طبق او می آید جلو، اینجاست كه امام صادق علیه السلام به داد ما می رسد؛
اگر تو بنده باشی، نمی روی در این مجلس و بحث هم نمی كنی، بنده چی؟ این علم را كی بهت داده؟ خدا داده می گوید اینجا اعمال نكن، این قدرت بیان را خدا داده، می گوید دراینجا اعمال نكن، در اینجا حرف نزن، در اینجا ساكت باش.
یكروز من در مشهد صحبت می كردم، یك دهه بود، دههی ماه صفر، مرحوم آقا در همان موقع، از هر دهه ای یكروز می آمدند د رآن مجالس شر كت می كردند هر روز كه من صحبت می كردم نوارآن روز من را، ایشان توجّه می كردند فردا كه من ایشان را می دیدم اگر نكاتی به نظرشان می رسید، خطایی، نقصانی، اشتباهی، چیزی بود به من تذكر می دادند.
اتفاقاّ آن روزی كه ایشان در آن مجلس شركت كرده بودند، به اتّفاق ایشان ما برمی گشتیم در منزل وهمینطور كه در آن منزل اندرونی شان، ایشان ایستاده بودند این مطلب را به من فرمودند: فلانی! انسان هر مطلبی را نمی تواند بگوید گر چه آن مطلب حق باشد شما مطلب را پایین نیاور به آن حدّی كه مصداق برای آن مشخّص باشد شما مطلب را به نحو كلّی بگو، شما مطلب را به نحو عام بگو، مصداق تعیین نكن، گفتم: آقا! در میان این مستمعین افرادی هستندكه اگر من مصداق را تعیین نكنم گرچه اسم نیاورم اینها به اینطرف وآنطرف می زنند ومطلب را نمی گیرند. ایشان فرمودند: فلانی! تو مطلب را بگو، آن كسی كه باید بگیرد می گیرد ولو اینكه تو، كلّی بگویی. و آن كسی كه نباید بگیرد هزار بار اگر تو مصداق تعیین كنی باز در نفسش توجیه می كند. توجیه می كند گر چه مطلب حق است، ولی هر چیزی را انسان نمی تواند بگوید، گر چه مطلب درست است ولی انسان نمی تواند بگوید، آن كسی كه باید مطلب را بگیرد، می گیرد.
