اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال‏ (۲)

14360
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

مراتب انفاق در راه پروردگارمتعال‏ (۲)

16
  • نمی دانم این مطلب را نقل كردم خدمت رفقا یانه؟ در زمان گذشته، شاگردان مرحوم آقا در مسائل اجتماعی از ایشان دستور می گرفتند، در زمانهای گذشته، نسبت به بعضی ازمسائل مرحوم آقا جوری نظر می دادند، نسبت به بعضی از مسائل، قسم دیگری اظهار نظر می كردند و چه بسا گاهی از اوقات مطالبی كه مطرح می كردند با آنچه كه در اجتماع مطرح می شد منافات داشت واین قضیه به ذوق و سلیقه‌ی بسیاری از افراد مناسب نمی آمدعجب! الآن به این وضعیت است ایشان مطلب را جور دیگری می گویند یا حرف نمی زنند یا به نحو دیگری واین چطور می شود اینطور باشد؟ آقا نگاه به این جمعیت كنید، بیست میلیون، سی میلیون، شصت میلیون، دویست میلیون، چهار صد میلیون اینها همه دارند به این كیفیت، مگر می شود؟ پس چرا راجع به این قضیه ...؟ نفس كم كم شروع می كند مثل هشام شروع می كند مطلب را برای خود به نحو دیگری توجیه می كند، به جای اینكه بلند شوی بیایی در بزنی، آقا یك زنگ بیشترزحمت ندارد! آقا در این قضیه ما چه كنیم؟

  • اگر گفتند انجام بده بسیار خب، روز قیامت هم خودش باید بیاید جواب بدهد، اگر حرفی نزدند پس بنا براین معلوم می شود مطلب به نحو دیگری است، شروع می كردند مطلب را به یك نحو دیگری در ذهن توجیه می كردند خب آقا نگفته حتماً به اختیار ما گذاشته، ا، حتماً به اختیار شما گذاشته، چرا نمی گویی كه شاید منظورش این بوده كه نباید در این قضیه اقدام بشود، چرا این را نمی گویی؟ واقعاً اگر انسان بین خود وبین خدا حجابها را كنار بگذارد، اغراض را بخواهد كنار بگذارد، الآن من این قضیه را برای شما مطرح كردم برای شما چی پیدا شد؟ نظر ایشان نبوده، شاید از این جمعیتی كه در اینجا هست من گمان نمی كنم كسی تصوّرش این بوده كه نه مطلب به اختیار ایشان گذاشته شده ولی این فرد چون بر اساس خود واستقلال خود فكرمی كند جبرائیل هم نمی آید بغلش به او القاءكند كسی دیگر به جای جبرائیل می آید. اگر ذهن خودش را خالی میكرد جبرائیل می آمد بغلش، اینجوری بكن، این تفكر را داشته باش، این نحوه عمل كن، به این كیفیت عمل كن، او می رود كنار به جای جبرائیل كس دیگری می آید، حالا اسمش را نمی گذاریم، او می آید بغلش می نشیند، نه بلند شو برو اینكار را بكن، حتماً به خودت واگذار كردند، ببین، نگاه كن، آقا برو، تأیید اسلام كن، برو چه بكن، یا علی راه بیافت.