اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مهم‏ترین مرتبه از مراتب انفاق: انفاق در مسائل شخصیتى و از خود گذشتن‏

14491
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

مهم‏ترین مرتبه از مراتب انفاق: انفاق در مسائل شخصیتى و از خود گذشتن‏

16
  • و این مطلب در همه جا هست، برای همه هست برای تك تك از افرادی كه ما، حالا بنده به سهم خودم می‌گویم إنشاءال له رفقا نسبت به این قضیه قطعاً كه از ما جلوتر هستند چون هر كسی بر ذات خودش و بر منویات و نفسانیات خودش بیش از دیگران اطّلاع دارد. جدّاً من تواضع هم نمی‌كنم در این جا بالاخره رفیقانه باید حرفمان را بزنیم دیگر از خودمان پنهان نكنیم مطلب را، مشكل است. مسئله نسبت به افراد بخصوص كه افرادی در ذی علم هستند خیلی مشكلتر است، خیلی قضیه مشكلتر است و ما باید بیشتر نسبت به این قضیه مراقب باشیم. خب ریشه مسئله چیست؟ ریشه مسئله این است كه از اوست و نباید انسان خود را در اینجا جدا ببیند باید در یك راستا ببیند، در یك مسیر باید ببیند.

  • برای مردم این قضیه در جهات مختلفی ممكن است ظهور پیدا كند حتّی نسبت به مسائل شرعی، نسبت به مسائل شرعی ممكن است این قضیه برای افراد باشد، بخاطر جهات و حیثیات شرعی از بعضی از خصوصیات شخصیتی خودشان نمی‌توانند بگذرند، از مال می‌گذرند ولی نسبت به این قضیه خیر. یكی از مسائلی كه من امروز در نظر داشتم بعضی از موارد عینی را برای رفقا بگویم تا اینكه این قضیه بهتر جا بیفتد و اگر خدا بخواهد دیگر این مطلب را امروز تمامش كنیم مسئله زدن مو است. فرض كنید افرادی كه به حجّ می‌روند این مطلب دیده شده كسی كه به حجّ می‌رود باید موی سر خود را بتراشد. واجب است حلق كند، البتّه نه عمره، عمره باید تقصیر كند، می‌تواند هم حلق كند اشكالی ندارد، تقصیر یعنی مقداری از مو یا ناخن را قطع كردن، حلق هم اشكال ندارد. ولی در حجّ واجب است شرعاً برای كسی كه به حجّ می‌رود موی سر خود را حلق كند، سر را در منی بتراشد، برای كسی كه در سفر اوّل است واجب است و برای كسی كه سفرهای بعد است مستحبّ مؤكد است، حتّی بعضی در آنجا هم احتیاط را از دست نداده‌اند كه انسان حلق كند. حالا این قضیه مو زدن خودش می‌شود یك مسئله برای افراد، بنده بسیاری دیدم كه اینها می‌آیند در آنجا و بخاطر اینكه موی سرشان را نزنند می‌آیند سوال‌می‌كنند آقا شما كسی را سراغ ندارید كه این را مستحب بداند كه ما در تقلید به او مراجعه كنیم؟ نخیر بنده سراغ ندارم. می‌گویند آقای فلانی می‌گفت؟ می‌گویم به من چه مربوط است، بنده اطّلاع ندارم. آقا ما می‌توانیم به او رجوع كنیم؟ نخیر، نمی‌توانید. هی بالا، هی پائین ...، بابا دو تا مو را بزن دیگر، این چه چیز مهمی است كه اینقدر بالاش می‌كنید، پائینش می‌كنید، نمی‌دانم آنطور بشود، آنطور بشود، به این مراجعه كنیم، به اون مراجعه كنیم ...