اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مهم‏ترین مرتبه از مراتب انفاق: انفاق در مسائل شخصیتى و از خود گذشتن‏

14491
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

مهم‏ترین مرتبه از مراتب انفاق: انفاق در مسائل شخصیتى و از خود گذشتن‏

18
  • حالا بعضی‌ها در سفر بعد، خب سفر بعد مستحبّ مؤكد است، حتّی در روایات هم ما داریم، در روایات هم داریم كه برای سفر بعد هم واجب است زده بشود، نسبت به بعضی‌ها حضرت می‌فرمایند كه اشكال ندارد. اینجاست كه فقهاء فتوی به استحباب در سفرهای مستحبّی دادند در حالیكه برای كسانی كه فهم دین و فهم الحدیث آنها تا حدودی به مرام و مكتب‌امام علیه السّلام نزدیك باشد می‌فهمند منظور حضرت در آنجا هم الزام است ولی چون فرد یك فردی است كه شاید برای او مشكل باشد حضرت نخواستند آن سختگیری كه در سفر اوّل است برای او بگیرند این اصل و آن ریشه روایات است. یعنی حضرت می‌خواهند بفرمایند كه سفر بعد هم مثل سفر اوّل است حجّ، حجّ است تفاوتی ندارد ولی برای آن كسی كه مشكل است، با این قضیه نمی‌خواهند راه او را ببندند و او را از رفتن به حج مانع بشوند و گفته‌اند عیب ندارد، حالا فقهاء این را گرفتند فتوی به استحباب داده‌اند. درحالیكه اینطور نیست. در سفر بعد هم لازم است.

  • لذا مرحوم آقا می‌فرمودند كسی كه به حج برود و سر خود را نتراشد آثار روحانیت حج در او بروز نخواهد كرد! رفتی طواف كردی، سعی كردی، تمام جهات را انجام دادی ولی در أنانیت خود در همان منی، در همان منی كه باید همه چیز را از دست بدهی ها! قربانی كه می‌كنی می‌خواهی از دست بدهی، همانجا شیطان می‌آید نگه می‌دارد: نه، برای چه موی سرت را می‌زنی؟ زشت می‌شوی؟ برای چه می‌زنی؟ حالا تا كی دوباره در بیاید، حالا می‌رویم طهران جواب بقیه را چه بدهیم؟ درست است یانه؟ از اینها می‌گفتند.

  • در یكی ازهمین سفرهایی كه مرحوم آقا رفته بودند یك عكسی از ایشان بنده دیدم كه ایشان به اتّفاق بعضی از افراد دیگر كه آنها هم سفرهایشان مستحبّی بود ایستاده و سرش را نزده خیلی من تعجّب كردم. من سئوال كردم از یكی از همانهایی كه چرا این شخص مویش را نزده؟ گفت گفتیم كه بزند، گفته نه من از مسافرت كه برمی‌گردم می‌خواهم بروم لندن، انگلستان بخاطر آن نمی‌زنم. گفتم: به به، به به، عجب! می‌خواهم بروم انگلستان جلوی آدمهای یهودی، نصرانی ... ببینید شیطان تا كجا می‌آید ها، تا اینجا می‌آید جلو. حالا این برمی‌گردد به صورتش نگاه می‌كنی می‌بینی مكه نرفته، مكه نرفته، اصلًا بی‌خود رفتی، یك پولی خرج كردی و برگشتی. یا مثلًا فرض بكنید كه درباره خصوصیاتی كه فرض كنید كه افراد دارند، اشخاص دارند به فلان هیئت دربیایند و این بشود برای آنها یك مسئله‌ای، به فلان كیفیت ظاهر بشوند و این بشود برای آنها یك قضیه، حالا آن یك مسئله شرعی بود و این یك مسئله ظاهری.