اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مهم‏ترین مرتبه از مراتب انفاق: انفاق در مسائل شخصیتى و از خود گذشتن‏

14491
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

مهم‏ترین مرتبه از مراتب انفاق: انفاق در مسائل شخصیتى و از خود گذشتن‏

20
  • می‌گویند: وَ كانَ علیه السّلام وافِرَ سِبْلَه امیرالمؤمنین سبیلش زیاد بود، وفور در اینجا به معنای پر پشت است بعضی‌ها خب سبیلشان پرپشت است، بعضی‌ها كم پشت است. بله، سبیل و موهای امیرالمؤمنین پر پشت بود، راجع به سیدالشّهداء به عكس بود، محاسن سیدالشهداء علیه السّلام كم پشت بود، این مربوط به جهات خلقت هر شخصی است، امام حسن پر پشت بود، این چیزهایی كه داریم راجع به امام رضا علیه السّلام ظاهراً كم پشت بود، خب هر كدام از ائمّه یك جور هستند. امّا نه اینكه سبیل امیرالمؤمنین تا اینجایش رسیده بود، كی همچنین چیزهایی بوده، اینها همه مسخره بازی و بازی گرفتن دین است. دین را داری بازی می‌گیری؟ چرا دروغ‌می‌گوئی به مردم؟ چرا می‌گوئی وَ كانَ علیه السّلام وافِرَ سِبْلَه.

  • مرحوم آقا می‌فرمودند: یك وقتی به مرحوم آخوند ملّا حسینقلی همدانی گفتند فلان شخص از رئیس صوفیه می‌خواهد برای ملاقات شما بیاید، گفت: بسیار خب، اول شخصی از طرف ایشان آمده بود خدمت مرحوم آخوند و یك جعبه‌ای از طرف ایشان آورده بود و لابد طبعاً در آن جعبه هدایایی بود، انگشتری، جواهراتی، چیزی بود كه ایشان به عنوان پیشكش فرستاده بود، مرحوم آخوند آن صندوق را در كناری قرار داده بود و دست به آن نزده بود، بعد از چند روز آن شخص آمد با یك پیكره عجیب و غریبی یك كلاهی بر سرش و موها و سبیلهای افتاده و با یك منظرخاصی می‌خواست بیاید پیش مرحوم آخوند و از ایشان استفاده كند و خلاصه در تحت تكفّل ایشان قرار بگیرد. مرحوم آخوند رو كردند به حاج میرزا جواد آقای ملكی تبریزی ظاهراً ایشان بودند، اینطور بنظرم هست یا یك شخص دیگر، گفتند كه آقا بروید قیچی را بیاورید، با دست خودشان تمام سبیل این بیچاره را زدند انداختند كنار بعد هم این صندوق را گذاشتند جلویش و گفتند بفرما این خدمت خودتان باشد.

  • تو آمده ای اینجا ولی گیر داری، گیر داری. حالا كه سبیل را زدی حالا راحت شدی وآن هم راحت شد، و تمام شد. بابا به این راحتی، خب بزنش دیگر چقدر معطّل می‌كنی؟ راحت شد، حالا كه راحت شدی حالا برو این كار را انجام بده، این كار را انجام بده. این مسئله، بسیار مسئله مهمی است، بعضی از این جهات اصلًا به حیثیات شرعی ما برمی‌گردد كه اصلًا شخص كار حرام انجام می‌دهد. كار، كار حرام است، بعضی‌هایش به حرمت برنمی‌گردد امّا بر راه رفتن انسان اثر می‌گذارد، متوقف می‌كند، حرام نیست ولی متوقف می‌كند، آن وقت نفس شروع می‌كند به توجیه كردن اینور را توجیه می‌كند، آقا اگر چكار بكنیم سرمان درد می‌گیرد، آقا اینطور بكنیم اینطور می‌شود، آنجور می‌شود. این حیثیات شخصیتی است كه می‌آید و جلوی انسان را می‌گیرد و نمی‌گذارد انسان جلو برود.