اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مهم‏ترین مرتبه از مراتب انفاق: انفاق در مسائل شخصیتى و از خود گذشتن‏

14491
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

مهم‏ترین مرتبه از مراتب انفاق: انفاق در مسائل شخصیتى و از خود گذشتن‏

22
  • این قضیه را مرحوم آقا بارها نقل كردند كه مرحوم آشیخ محمد حسین اصفهانی مرد بسیار بزرگی بود ایشان پسر یكی از اعیان و تجّار مهم اصفهان بود كه آمده بود در كاظمین، در بغداد و در آنجا تجارت می‌كرده، بین عراق و بین ایران، پسر ایشان بود كمپانی را هم برای همین می‌گویند، به مرحوم آشیخ محمد حسین اصفهانی از این نظر می‌گویند كمپانی كه پدرشان كمپانی داشت و تاجر خیلی معروفی بود و ایشان در اواخر عمرش خیلی دچار فقر و اینها شده بود خیلی، به طوری كه صاحبخانه ایشان را از منزل بیرون كرده بود و اثاثیه اش را صاحبخانه آورده بود در نجف كنار خیابان ریخته بود. این هم نشسته بود روی اثاثیه و می‌خندید. واقعاً این بزرگان ما چه كشیدند، آدم شرم می‌كند خجالت می‌كشد، از شرم باید سرش را پائین بیاندازد، این مردی بود كه هنوز ما از كتابهای علمی ایشان مستغنی نیستیم، ایشان مرحوم آشیخ محمد حسین اصفهانی. مرحوم آقا كتابی دارند راجع به توحید علمی خب یكی از طرفین مباحثه ایشان هستند و واقعاً وقتی كه من كتاب توحید علمی و عینی مرحوم آقا را یك زمانی می‌خواندم و استدلالهای مرحوم آشیخ‌محمدحسین اصفهانی را می‌دیدم گفتم این مرد به فلسفه پی برده است، البته خب نه همه جهات، چون اگر به همه جهات پی می‌برد كلام مرحوم آسید احمد كربلائی را می‌بایست بپذیرد. ولی علی كل حال این استاد فلسفه باید باشد یك همچنین شخصی. در اصول، در فقه و مرد متواضع، بسیار مرد متواضع، آمده بود اثاثیه اش را ریخته بود كنار خیابان او و عیالش هم بیچاره كنار خیابان نشسته بود رو كرد به امیرالمؤمنین و می‌گفت كه تو هم جای ما بودی اینجوری بود وضعت؟ بعد رو كرد به خدا با همان لسان فلسفی: خدایا ما را متحیز خلق كردی یا غیر متحیز؟ یعنی كسی كه مكان دارد، اگر ما را در مكان خلق كردی پس چرا مكانش را از ما گرفتی؟ اگر مكان را از ما گرفتی پس ما را به لامكان خودت ببر، یعنی از این دنیا ببر از این اوضاع ... وقتی به امیرالمؤمنین گفت كه قبول دارم هر بلایی به سرت آمد امّا بلای مستأجر نشینی به سرت نیامد، تا این حرف را زد یكی از دوستان اصفهانی پدرش، یكدفعه نگاه كرد و گفت آقا اینجا چكار می‌كنی؟ می‌گوید ما را آقا زدند و از خانه بیرون كردند، چون پول نداشتیم. همانجا ایشان می‌آید یك منزلی می‌خرد از همان تجّار می‌گوید: آقا بیا در این منزل فعلًا، امیرالمؤمنین خلاصه به غیرتش برخورد و سریع یك منزلی درست كرد و مرحوم آشیخ محمد حسین این مرد بزرگ واقعاً ....