
مهمترین مرتبه از مراتب انفاق: انفاق در مسائل شخصیتى و از خود گذشتن
مهمترین مرتبه از مراتب انفاق: انفاق در مسائل شخصیتى و از خود گذشتن
25با مرحوم آقا میآمدیم حرم، بعضی از این افراد وقتی آقا را مشاهده میكردند میآمدند و میخواستند افراد را كنار بزنند، آقا میفرمودند: آقا بروید كنار، بروید كنار ...، اهل اخلاص هم بودند بندگان خدا، میخواستند خب حالا ...، بفرمائید كنار ما داریم راه میرویم آقا، و میرفتند یك كناری میایستادند.
خب در روح مجرّد ببینید این بزرگان به ما چه دستور دادند؟ بروید، كنار نزنید، اذیت نكنید، هر طوری كه جمعیت هست همراه با آن جمعیت حركت كنید، میزی [تفاوتی] در اینجا نیست، اگر در بالاسر جایی پیدا كردید بنشینید، اگر نه بروید در مناطق بعدی بنشینید، حتماً كه نباید در بالاسر انسان نماز بخواند. بروید در جاهای دورتر، جاهای دور، مزاحم كسی هم نشوید، آن امام رضایی كه در بالاسر است آن امام رضا در رواق هم هست، تفاوتی ندارد.
آنوقت بیائیم و بنشینیم و گوشه حرم افراد هم دور ما را بگیرند و یكی سئوال كند و پشت به حضرت و اینها چیست؟ هان اینها از همان مواردی است كه انسان را متوقف میكند، متوقف میكند و نگه میدارد و انسان را در همان حیطه خودش حبس میكند و به آن یافتههای خودش دلخوش میكند، امّا اگر انسان آمد و گذشت ...
خدا رحمت كند مرحوم حاج آقا مرتضی حائری استاد فقه بنده، ایشان مرتّب میرفتند برای زیارت، هر دو هفته یك مرتبهای ایشان میرفتند حرم، مشرف میشدند مشهد، شب پنجشنبه و عصر چهارشنبه كه درسها تعطیل میشد حركت میكردند شب پنجشنبه در راه بودند و شب جمعه را زیارت میكردند و دوباره میگشتند. رفتن به حرم را میگذاشتند نصف شب، موقع رفتن من ایشان را دیده بودم، عبا را سر میكشیدند كه موقع رفتن كسی ایشان را نبیند، از همینافرادی كه ایشان را میشناختند و میآمدند برای صحبت و ... میرفت در حرم حضرت را زیارت میكرد و یك گوشه هم میگرفت مینشست برای خودش. حال و هوایی داشت، روز جمعه بعدازظهر هم حركت میكردند كه صبح شنبه به درسهایشان برسند.
