اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مهم‏ترین مرتبه از مراتب انفاق: انفاق در مسائل شخصیتى و از خود گذشتن‏

14491
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

مهم‏ترین مرتبه از مراتب انفاق: انفاق در مسائل شخصیتى و از خود گذشتن‏

29
  • راهی را كه استاد تعیین كرده راه دیگری است، راهی را كه او پیشنهاد می‌كند او نباید انجام بدهد در اینجا بین این دو تعارض شد، نتیجه اش شد مقابله با ایشان و بالمآل ترك كردن آقای حدّاد، ایشان را ترك كرد و به بیرون انداخت و رفقا می‌دانند اسم او كیست و در كتاب هم مشخص است. ایشان كارش به جایی رسیده كه الآن بر علیه مرحوم آقا دارد در همان حیطه خودش فعّالیت می‌كند و چه دروغهایی را دارد می‌بندد و چه تهمت‌هایی را دارد می‌زند.

  • ایشان از كتاب روح مجرّد مرحوم آقا، چند صفحه‌اش را درآورده و به اسم خودش در بغداد چاپ كرده، التفات می‌كنید؟ این نتیجه عرفان است ها! نتیجه جدا شدن این است كه یك شخصی بیاید ادعای عرفان كند، مؤلّف یك كتابی را حذف بكند و اسم خودش را بنویسد، این كتاب نوشته من است و بیاید ... نسبت به بزرگان تهمت بزند، دروغ ببندد، اینها همه حساب دارد، شما همینطوری می‌گوئید و می‌روید، چی چی رفتیم؟ چی چی رفتیم؟ دنیا روی حساب است، دنیا روی كتاب است، یك به یك كارهایی كه دارد انجام می‌شود همه این كارها روی حساب است. شما می‌خواهی با حق در بیافتی؟ با حق كه كسی نمی‌تواند در بیافتد، با حق كه كسی نمی‌تواند در بیافتد.

  • عمر سعد به امام حسین می‌گوید من می‌خواهم تو را از بین ببرم حضرت می‌فرمایند در قبال چه؟ در قبال ملك ری، بیایم در همین ری در همین حضرت عبدالعظیم ما، بیایم حكومت اینجا را بگیرم، حكومت اینجا مال ما بشود، یعنی پسر پیغمبر را بیاید بكشد در مقابل چه؟ حكومت پیدا بكند!

  • حضرت می‌فرمایند: از گندم ری نصیبت نمی‌شود (یعنی نان ری را نخوری) او هم مسخره می‌كند، گندم پیدا نكردیم جو هم پیدا بكنیم بس است! بله، همان جو بخور، جو هم برای شما كافیست، نتیجه اش چیست؟ می‌رود پیش ابن زیاد می‌گوید من حسین را كشتم، گفت حكومت ری را به من بده، گفت حكومت، چه حكومتی؟ من كی گفتم؟ خودت نوشتی، كو ببینم، گرفت پاره كرد، بفرما، رفت دیوانه شد، همین عمر سعد دیوانه شد، می‌رفت در منزلش می‌آمد بیرون، هی می‌رفت در منزلش هی می‌آمد بیرون، تا اینكه بعد مختار آمد وخلاصه او را از بین برد. انسان با حق بیاید مقابله بخواهد بكند خیال می‌كند حالا به منویاتش می‌رسد مگر اختیار عالم دست ماست؟ ما بیائیم برای خدا برنامه بریزیم و او را مكلّف به انجامش كنیم نه آقا جان هیچ این حرفها نیست خود او برنامه می‌ریزد، خودمان را منطبق كردیم جُل و پوست‌مان را برداشتیم و بردیم، منطبق نكردیم چنان موج می‌آید و ما را به زیر می‌برد كه دیگر بالا نخواهیم آمد، این را بدانیم دستگاه تدبیر و مشیت پروردگار كارخودش را انجام می‌دهد و هیچ معطّل ما نمی‌ماند.