انفاق یعنی عبور از نفس و خواستههاى آن
11اینها با انجام دادن یك سری كارهایی كه آن كارها درنزد مردم كار نامناسب و غیرموجّهی است و موجب كسر شأن آن فرد در قبال مردم خواهد شد، فرض كنید كه یك فرد محترمیكه خب بسیار محترم، موجّه، با اخلاق، با نزاكت، این حركاتش، سكناتش، خب این مورد توجّه است، این یك مرتبه فرض بكنید كه در یك مجلسی، بلند شود بیاید چندتا ملّقبزند و پشتك بزند و از اینجا تا آنجا برود، دوباره برگردد اینجا! خب شما به او چه میگوئید؟ میگوئید آقا این به سرش زده دیگر! این خُل شده، به سرش زده.
اینها و نظائر اینگونه كارها، اموری كه موجب میشود آن احساس افراد نسبت به اینها تغییر پیدا بكند و البته راجع به این قضیه ما مطالب زیادی داریم و حكایاتی راجع به این مطلب هست كه این حكایات همه نشانگر این نكته است كه افرادی كه به دنبال این مطلب هستند، برای از بین بردن خصوصیات نفسانی و اهواء و آن شخصیت خودشان و آن نفسیت خودشان و نفسانیت خودشان، این طریق را انتخاب میكنند. كارهایی انجام میدهند كه در میان مردم موجّه نیست، اعمالی انجام میدهند كه در میان مردم نامناسب است. به طرزی در میان مردم حركت میكنند كه موجب استهزاء و سخریه افراد واقع میشوند. در صحبتها گاهی اوقات، اطواری از خود بوجود میآورند كه موجب استهزاء آنها خواهد شد تا اینكه یك وقتی نفس مثلًا بر آنها غلبه نكند، نفس بر آنها حكومت نكند، نفس از این موقعیت خوشش نیاید، نفس نسبت به موقعیتی كه پیدا كردند مغرور نشود تا میخواهد مغرور بشود یكی از این حركات انجام میدهند و چون در قبال افراد سرشكسته میشوند این خودش برای آنها یك نوع تنزّل نفسانی و از دست دادن این آثار و نتائج ناگوار فرورفتن در كثرات و فرورفتن در نفس است.
این روش از دیدگاه بزرگان مردود است زیرا با توجّه به پیچیدگیهایی كه در نفس ما وجود دارد و گرههای بسیاری كه در زوایای نفس ما وجود دارد اوّلًا تشخیص اینكه این مسئله گر چه از یك نقطه نظر موجب آثار مثبتی برای انسان در یك مرحله خواهد بود ولی از یك نقطه نظرِ دیگر موجب تخریب بعضی از طُرُق كمال و تجرّد نفسانی خواهد بود و این مطلب بسیار مسئله دقیق و مسئله خطیری است. علّت اینكه بزرگان دائماً متذكّر میشوند:

