اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

انفاق یعنی عبور از نفس و خواسته‏‌هاى آن‏

14654
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

انفاق یعنی عبور از نفس و خواسته‏‌هاى آن‏

12
  • بی پیر مرو تو درخرابات‌***هر چند سكندر زمانی‌
  • یا فرض بكنید كه در جایی دیگر می‌فرماید:

  • طی این مرحله بی همرهی خضر مكن‌***ظلمات است بترس از خطر گمراهی‌
  • و یا به فرمایش امام سجّاد علیه السّلام كه می‌فرمایند «هَلَكَ مَنْ لَیسَ لَهُ حَكیمٌ یرْشِدُه» گمراه می‌شود كسی كه سرخود بخواهد عملی را انجام بدهد. این مسئله به این نقطه برمی‌گردد، یعنی انسان بر اساس تفكرات خود و بر اساس نحوه بینش خود در میان اجتماع عملی را انجام بدهد كه نفع او را تنزّل شخصیت خود در میان افراد مشاهده كند. این مسئله، بسیار مسئله مهمی است و هر كسی نمی‌تواند از سرخود این عمل را انجام بدهد.

  • بزرگان برای عبور از این مرتبه راههایی را فرموده‌اند كه باید از آن راهها به این مطلب پرداخت، نه از راههای‌دیگر، ممكن است انسان بواسطه این عمل در یك موقعیتی از گره نفسانی واقع بشود و همین وضعیتی كه به خود گرفته است، این وضعیت برای او حجابی به مراتب بزرگتر و ضخیم تر و عایقی به مراتب از نبودش بیشتر خواهد بود. چون نفس قبل از اینكه به این مرتبه وارد بشود تجربه ندارد نسبت به این راه خام است امّا وقتی كه وارد این مطلب شد و آن جنبه و آن حالتی را كه بواسطه این عمل و سفتی و استحكامی را كه بواسطه این عمل پیدا می‌شود در وجود خودش احساس كرد به خیال خودش از نفس گذشته است. نمی‌داند كه در یك نفس قویتر و عمیق‌تری افتاده و مبتلا شده است بنابراین نباید انسان سرخود هر چه را كه می‌پسندد اعمال كند و باید با فرد خبیری در میان بگذارد و برای این قضیه مثال زیاد است، مثالهایی را كه امروز خواستم بزنم، مثالهای متعدّدی بود كه بخاطر ضیق وقت از چند تای آنها صرف نظر می‌كنم و فقط یكی از آنها را می‌زنم.

  • یكی از آن افرادی كه در زمان مرحوم آقا، به همین آفت می‌خواست خود را در تحت كنترل ضوابط و در تحت كنترل قوای مدركه خودش دربیاورد و نفس خودش را زمین بزند، یكی از افرادی بود كه بسیاری از آقایان و دوستانی كه در زمان مرحوم آقا بودند این فرد را می‌شناسند، مرحوم آقا به او یك جور دستور می‌دادند او یك جور دیگر عمل می‌كرد، به او می‌گفتند این كار را انجام بده و او سرخود بیشتر انجام می‌داد، به او می‌گفتند این مقدار شما فلان مطلب را بگو او از سرخود سه برابر، چهار برابر اضافه می‌كرد، به او می‌گفتند كه باید شما به كار و كسب و اینها بپردازید و این به تصوّر خودش بر خلاف دستور ایشان در منزل خودش سكونت اختیار می‌كرد و كسب و كار را از لذائذ نفسانی و از خصوصیات نفسانی و ورود در دنیا می‌دانست و نمی‌پرداخت در نتیجه به كارها و عبادات سرخودی و از پیش خود می‌پرداخت. به او می‌فرمودند فلان كار را انجام بده و او با تشخیص خودش با توجّه به آن برداشتی كه می‌كرد به یك نحوه دیگری می‌خواست آن مطلب انجام بشود در حالتی كه منظور آقا انجام این مطلب بدست خود این بود نه اینكه صرف انجام آن مسئله به یك نحو دیگر.