انفاق یعنی عبور از نفس و خواستههاى آن
16حفظ آبروی مؤمن، حفظ و رعایت حیثیت مؤمن چیزی است كه چیزی جای او را نمیگیرد و در این زمینه حكایات بسیار است. اگر رفقا در نظر داشته باشند قضیه مرحوم سید مهدی بحر العلوم را در مسجد كوفه با آن شخص كه چطور نیم ساعت نماز را به تأخیر انداخت برای اینكه دل آن خادم نشكند آن قضیه را من نقل كردهام و برای این قضیه، مسئله بسیار نقل شده، خیلی، حكایاتی روی این مطلب است.
حالا فرض بكنید كه یكنفر بیاید و در كنار بنشیند و همینطور این شخص در چه موقعیتی قرار دارد؟ یعنی چه حالتی برای او پیدا میشود؟ نفس او الآن در یك وضعیتی است كه من الآن دارم نگاه میكنم اینها همه میخورند و من دست نمیزنم! هان! حالا من را ببین، ببین من چه و ضعیتی دارم؟! این دارد خوشش میآید. این كه كنار بنشیند و همه غذا بخورند و این نخورد، یك كیف و التذاذ نفسانی برای این میآورد كه اگر برای آن سفره هزار تیهو و قرقاول گذاشته بودند یك همچنین التذاذی برای او پیدا نمیشود. این آن خطر و گرهای است كه بواسطه عدم اطاعت و خود سری از فرامین استاد، ممكن است انسان به این بلای بزرگتر مبتلا بشود و با این خطر بزرگتر به یك جایی برسد كه از این وادی نمیتواند بیرون بیاید، از این وادی نمیتواند بیرون بیاید! مرحوم آقا هم گاهی این شخص را دعوتش میكردند در منزل، میآمد همینطوری كنار سفره مینشست و نگاه میكرد. عجب!!
و خیلی ما اذیت میشدیم! خب یعنی چه؟ خب آقا جان نیا، این كه حالا آمدن ندارد، این چه وضعیتی است؟ من یكدفعه خواستم همین كار را به سر خودش بیاورم، این خواست ما را دعوت كند من به مرحوم آقا گفتم كه من میروم منزل او چون دعوت كرده و غذا نمیخورم، ایشان فرمودند نه اصلًا نمیخواهد بروی، اصلًا توجّه نكن و نمیخواهد بروی. اگر میرفتم، میگفتم نه دیگر، بنده مجاز نیستم و اجازه ندارم و چه وچه ...

