انفاق یعنی عبور از نفس و خواستههاى آن
19خب حالا در یك همچنین موقعیتی چه كند؟ چه كند واقعاً این شخص؟ اگر اصلًا نیاید و مجلس را به هم بزند! خب این كه نمیشود. از آن طرف فرض بكنید كه بیاید و كنار بنشیند خب این هم دیگر ناخوشایند است. این میآید با ادب، با ملایمت با رندی، با رندی و زیركی و فتانت خاصی جوری برخورد میكند كه همه میگویند غذا خورده و او هم انگار نه انگار، إنشاءال له خداوند خیر بدهد، إنشاء ال له خداوند بركت بدهد، إنشاءال له چه بكند و چه بكند، ولی بعضیها میدانند كه او لب به غذا نزده، درست شد؟ این را میگویند فرق بین كسی كه سرخود میخواهد یك عملی را انجام بدهد یا در تحت نظر یك حكیم و یك راه رفته دارد آن عمل را الآن انجام میدهد. و برای این قضیه مسائل بسیار است، خیلی. روی این جهت بزرگان از ابتكارات شخصی برای عبور شخص از نفس شدیداً نهی كردند.
مطلب دیگری كه در اینجا هست و آن مسئله، بسیار مسئله مهمتری است، این است كه شخص در انجام اینگونه اعمال فقط متوجّه خود و مصالح خودش است و میخواهد بواسطه این عمل خودش به نفعی برسد و خودش از یك مرتبه عبور كند امّا متوجّه نیست ضرری را كه این عمل او بر جامعه و بر افراد میگذارد راجع به آن ضرر چه فكری كرده است؟ آن تأثیر نامطلوبی را كه بر افراد گذاشته میشود برای او چه فكری میكند؟ آنچه را كه افراد از او احساس میكنند و ممكن است بواسطه این احساس دچار اضطرابات و تشویش بشوند راجع به آنها چه فكری كرده؟ اگر یك شخص با یك هیئت نامناسبی بیرون برود، تأثیر سوئی را كه بر مشاهدین و كسانی كه این منظره را نگاه میكنند میگذارد تمام آن تأثیرها متوجّه همین شخص خواهد شد و نتائج و عواقب آن دامن او را خواهد گرفت، خصوصاً این كه آن شخص به یك بزرگی منتسب باشد و بواسطه انتساب او به آن بزرگ اعمال آن بزرگ و آن ولی خدا یا امام علیه السّلام زیر سئوال برود. یعنی مسئله، فقط مسئله شخصی نیست كه یك فرد بگوید من اینطور میآیم این حركت را انجام میدهم و این كار را میكنم و در میان مردم اینطور ... تا اینكه به من آقای فلان نگویند، تا اینكه به من فلان احترام را نگذارند تا اینكه برای من فلان ارزش را، ارزش نفسانی را در قلب و در ضمیر من بوجود نیاورند، بسیار خب، این یك نقطه قضیه است، آنطرف سكه چیز دیگری است.

